همتایی در ازدواج (2)

همتایی در ازدواج (2)

همتایی در ازدواج

[از سری برنامه‌های تلویزیونی گلبرگ- مصاحبه با کارشناس برنامه؛ حجت الاسلام و المسلمین حاج آقا دهنوی]

آیا در ازدواج با زن خیلی زیبا ممکن است، مشکلی پیش بیاید؟
این بستگی به خانم دارد که چه‌جور خانمی هستند. اگر خانم متدین به معنای واقعی باشند و زیبایی را ابزار امتحان الهی می‌دانند. ایشان اگر این را بدانند خودشان را در مقابل نگاه‌های هوس‌آلود در مقابل طمع‌های هوس‌بازان مراقبت خواهند کرد و جلوی انحرافات را می‌گیرند و وقتی مرد ایشان می‌بینند خانمشان این‌جوری است دغدغه‌ای ندارند. خانم‌ها یک ویژگی خودنمایی دارند اگر خانم زیبا بخواهد از این ویژگی در مقابل نامحرم استفاده کند خیلی مفسده ایجاد می‌کند. ایشان مراقب خودشان هستند و خودشان را به نمایش نمی‌گذارند و مفسده هم ندارد. دچار غرور هم نمی‌شوند و به مردشان هم فخرفروشی نمی‌کنند. این مسائل ممکن است برای آقای خیلی زیبا هم باشد. گاهی متأسفانه این‌ها است که مشکل درست می‌کند. من معتقد هستم که اگر خانم متدین باشد و این‌ها را رعایت بکنند مشکلی پیش نیم آید. البته من دو تا توصیه به دو گروه از خانم‌ها و آقایان بکنم. به آقایانی که غیرت زیادی دارند و روی این قضایا حساسیت دارند من توصیه می‌کنم با خانم خیلی زیبا ازدواج نکنند و خانم‌هایی که حس تملک در آن‌ها خیلی قوی است با آقایی که خیلی خوش‌تیپ ازدواج نکنند. مشکلات بعدی به وجود می‌آید و آرامش از زندگی‌شان سلب می‌شود. در این بحث هم همتایی را در نظر بگیرید.

آیا رسول خدا (ص) فرموده‌اند: با مسلمان غیر از کشور خودتان ازدواج نکنید؟
خیر این را نفرموده‌اند. شاید آن مطلب را می‌گویند که پیامبر فرمودند: تیره با سفید ازدواج نکنند. ولی اگر غیر ایرانی و مسلمان و همسایه ما باشد اشکالی ندارد. اگر در دین هم باید همتایی باشد تا مشکل کمتری داشته باشیم.

 می‌خواهم با دختری ازدواج کنم که از لحاظ قد و قامت خیلی از من کوتاه‌تر است این اشکال دارد؟
 اینکه خانم از آقا کوتاه‌تر باشد خوب است و چشم‌نوازتر است. ولی این‌ها خیلی مهم نیست. این‌ها چیزهای سلیقه‌ای است. مطلوب این است که خانم قدری از آقا کوتاه‌تر باشد. حالا اگر کسی به خواستگاری رفت و همه شرایط مهیا بود، دیگر هم‌سطح بودن و کوتاه و بلندی خیلی مهم نیست و این‌ها کاملاً سلیقه‌ای است. عرضم این است که فاصله خیلی زیاد نباشد. اینکه آقا خیلی قدبلند و خانم خیلی قدکوتاه هم خوب نیست اینجا کفویت هم باید باشد. اینکه می‌گوییم مهم نیست فاصله‌های کم را می‌گوییم که خیلی به چشم نمی‌آید. اگر فاصله زیاد باشد باهم جفت‌وجور نیستند و اگر خانم خیلی قدبلند باشد و آقا خیلی قدکوتاه، بیشتر باهم جفت‌وجور نیستند. این‌طور به شما بگویم که وقتی مردم شما را با هم می‌بینند، مورد توجه قرار نگیرید و مورد پچ‌پچ قرار نگیرید. این پچ‌پچ‌ها و نگاه‌های معنی‌دار ممکن است شما را ناراحت کند. حالا ممکن است کسی بگوید من حساس نیستم؛ و هیچ حساسیتی ندارم. من مورد داشته‌ام که فاصله زیاد بوده ولی حساس نبوده‌اند. در روانشناسی داریم افرادی که آستانه حساسیتشان بالا است؛ و به این‌جور چیزها حساسیت ندارند. خوب اگر شما این‌طور هستید و از تکه‌پرانی‌ها و پچ‌پچ‌ها و نگاه‌های دیگران ناراحت نمی‌شوید، اشکالی ندارد و این فاصله برای شما مهم نیست. این کاملاً سلیقه‌ای است. ولی نکته‌ای که مهم است این است که دخترها و پسرهای عزیز ممکن است الآن شما عاشق و معشوق شده‌اید و بهم دل داده‌اید و این تب عشق است که نمی‌گذارد شما به این نکته فکر کنید و می‌گویید اشکالی ندارد. من کسانی را عرض می‌کنم که عقلایی تصمیم گرفته‌اند و گفته‌اند اشکالی ندارد.

هم کفو بدون در قد و قامت


 آیا ازدواج دو نفر از دو شهر مختلف مشکل ایجاد می‌کند؟

 اگر منظورشان از دو شهر، دو فرهنگ متفاوت و فاحش باشد، قبلاً عرض کردیم که تشابه فرهنگی بهتر است ولی اگر می‌خواهند با دو فرهنگ متفاوت ازدواج کنند اول باید دو تا کار انجام دهند. یکی این‌که فرهنگ را بشناسند که موقع خواستگاری شوکه نشوند و دیگری اینکه قدرت انطباق داشته باشند. اگر کسی این قدرت انطباق را ندارد ما توصیه می‌کنیم این کار را نکنند. ولی اگر منظور این است که دو شهری هستند که دو فرهنگ متفاوت ندارند و یا خیلی فرهنگ‌هایشان با هم فرق ندارد. این کاملاً سلیقه‌ای است. ما در اینجا نمی‌توانیم حکمی بدهیم. آدم‌ها با هم فرق دارند. ما آدم‌هایی را داریم که می‌خواهند با فرهنگ متفاوتی ازدواج کنند تا این بهانه‌ای بشود که با شهر و استان دیگری آشنا بشوند. تا سالی چند بار به مسافرت بروند. ما اینجا حرفی نداریم. ولی کسانی هستند که برعکس همین مسافرت رفتن را سخت می‌دانند و هزینه آن‌هم برایشان مهم است. یا ممکن است وقت برایش مهم است. این‌ها سلیقه‌ای است.
دو نکته مهم عرض می‌کنم. دخترانی که می‌خواهند با شهر دیگری ازدواج کنند ببینند چه روحیه‌ای دارند و چقدر مامانی هستند؟ چقدر با مادر ارتباط عاطفی دارند؟ چقدرمی توانند دوری مادر را تحمل کنند. الآن احساس بر شما غالب می‌شود و ممکن است بگویید: مشکلی ندارد. ولی ببینید چه روحیه‌ای دارید و فردا دل‌تنگی نکنید. این برای خانم‌ها است و اگر روحیه‌تان این‌جوری نیست، من شهرهای دور را صلاح نمی‌بینم و به آقایان هم عرض می‌کنم، الآن که شما شرط را قبول می‌کنید که در شهری که زن گرفته‌اید بمانید، نکند فردا پشیمان بشویید. بعد به خاطر پدر و مادر پیرتان زیر قولتان بزنید و در آن شهر نمانید. حتی موردهایی داشته‌ایم که شرط ضمن عقد هم بوده است ولی نتوانستند به قولشان عمل کنند سعی کنید در این مورد هم، هم‌کفو و همتای خود را انتخاب کنید.

خانم بیست‌وهفت‌ساله‌ای و پزشک هستم و ملاکم برای ازدواج این است که همسرم هم پزشک باشد. خواستگاری دارم که همه موارد را دارد ولی پزشک نیست چه‌کار باید بکنم؟
 البته اگر ایشان هم پزشک باشند خیلی بهتر است و خیلی از مشکلات کم می‌شود. همدیگر را بهتر درک می‌کنند و فکر هماهنگ دارند و خیلی خوب است و از زیروبم شغل همدیگر خبر دارند؛ مثلاً در یک فصلی بیمار بیشتر است و خانمی که مطب دارد و سرش شلوغ است و حتی ممکن است تا نیمه‌های شب هم بماند، اگر طرف پزشک باشد این‌ها را می‌داند و دیگر مشکلی پیش نمی‌آید. پیامک‌هایی داشتیم که همسرم می‌گوید: من کشیک هستم ولی من باورم نمی‌شود. خوب دیگر این مشکلات را ندارند. بحث شیفت‌ها و کارهای ضروری هم حل می‌شود. ولی ایشان می‌فرمایند: بیست‌وهفت سال دارند و من برای سن ایشان دغدغه دارم که اگر ایشان بخواهند روی شغل اصرار کنند فرصت‌ها را از دست بدهند. ممکن است پزشک بیاید و شرایط شما را نداشته باشد ولی اگر این آقا تمام شرایط را دارد خوب است. درست است شما تحصیل‌کرده هستید و در مقابل کسانی که تحصیل نکرده‌اند، فرصت‌های بیشتری دارید، ولی خودتان مشکلات بارداری در سنین بالا را می‌دانید. پس بر این شغل اصرار نورزید.

 من برای شناخت طرف مقابلم سردرگم هستم و نمی‌دانم چطور بفهمم، هم‌کفو هستیم یا خیر؟
 لازمه‌اش این است که شما اول خودتان را بشناسید. چه خانم و چه آقا؛ یعنی ویژگی‌های و حساسیت‌های خودتان را بشناسید. نقاط مثبت و منفی و نقاط ضعف خودتان را بشناسید. تیپ شخصیتی خودتان را بشناسد. آیا تیپ شخصیتی درون‌گرا هستید یا برون‌گرا. این خیلی مهم است دیگر شناسی در خودشناسی است. اگر می‌خواهید درست انتخاب کنید، خودتان را بشناسید. اگر شما می‌خواهید کفش بخرید تا شماره کفشتان را ندانید، نمی‌توانید کفش بخرید. ازدواج هم همین‌جور است. تا خودتان را نشناسید، سردرگُم هستید که چه جور آدمی را انتخاب کنید.

کفویت در ازدواج


 دختری بیست‌ساله هستم و می‌خواهم با فردی ازدواج کنم که به من گفته پیش خانواده‌اش بی‌حجاب باشم. چه‌کار باید کرد؟

 ممکن است آقا خودشان به حجاب اعتقاد دارند ولی خانواده‌شان نمی‌توانند یک فرد چادری را بپذیرند. حالا آقا می‌گوید جلوی خانواده من بی‌حجاب باش. آیا می‌شود یک فرد محجبه بعد از چند سال داشتن حجاب، آن را کنار بگذارد. این حاکی از تفاوت فرهنگی جدی است؛ و به اینجا ختم نمی‌شود و کلی مسائل جانبی دیگر هم دارد؛ مثلاً شما مرد متدین را انتخاب کرده‌اید. ولی با خانواده‌اش چه‌کار می‌کنید. اگر واقعاً شما معتقد هستید، از این ازدواج بگذرید. با کسی ازدواج کنید که حجاب شما را دوست داشته باشند. شما هم‌کفو خود را انتخاب کنید.

 خواستگاری دارم که از هر نظر خوب است ولی ساده‌لوح است و هر جا صحبت می‌کند او را مسخره می‌کنند. چه‌کار باید بکنم؟
 من تصور می‌کنم هوش‌بهر (بهره) شان پایین است. نوع هوش‌بهر ما انسان‌های متوسط صد است و هفتاد هم داریم؛ که به این‌ها، آدم‌های مرزی میگویند یعنی مرز بین آدم‌های سالم و عقب‌مانده. ما افراد ساده‌لوح را افراد مرزی می‌نامیم. این نکته مهم است. ما در آمیزه دین داریم که در هوش‌بهر ه هم همتای هم باشید. امام صادق (ع) فرمودند: خانم فرهیخته باید کنار مرد فرهیخته قرارگیرد در دین ما گفته‌اند: با این‌جور آدم‌ها ازدواج نکنید زیرا مصاحبت با این‌ها بلا است و فرزندش ضایع می‌شود. روی ژنتیک و وراثت و تربیت اثر می‌گذارد. همتایی در هوش را جدی بگیرید. هوش‌بهر پایین خودش را در خواستگاری نشان می‌دهد. البته هرکس که مورد استهزاء قرار می‌گیرد و هرچه به او می‌گویید باور می‌کند، هوش‌بهر پایین ندارد.

 من می‌خواهم خواستگاری بروم و جواب منفی نشنوم. باید چه‌کار کنم؟
 باید جایی بروند که جواب منفی نگیرند. حالا اشکال ندارد جواب منفی هم بگیرند. شما چند بار خواستگاری بروید. یکی از آسیب‌های ازدواج، برخورد بعد از شنیدن جواب منفی است. عرض من این است که جایی بروید که احتمال شنیدن جواب منفی کم باشد یعنی به شأن خودمان توجه کنیم. ما روایت داریم از علی (ع): انسان عاقل چاره‌ای ندارد که به شأن خودش نگاه کند. نمره‌ی شأن من ده است. نباید به خواستگاری خانمی بروم که شأن ایشان پنجاه است. چون قبول نمی‌کنند و من سرخورده می‌شوم حتی من توصیه می‌کنم که به جایی بروید که از نظر معنوی از شما بالاتر باشد عیبی ندارد ولی فاصله خیلی زیاد نباشد و در مادیات هم به سراغ کسی بروید که خیلی از شما بالاتر نباشد. در انتخاب دقت کنید و اگر جواب منفی شنیدید، این جواب برای شما نقص به‌حساب نمی‌آید. البته برای خانم مهم نقص به‌حساب نمی‌آید.

 همتایی فرهنگی دختر و پسر در ازدواج چقدر اهمیت دارد؟
 همتایی فرهنگی، علاوه بر اینکه برای پسر و دختر مهم است در مورد خانواده‌های آن‌ها هم صدق می‌کند. در ایران دختر و پسر با هم ازدواج نمی‌کنند، خانواده‌ها با هم ازدواج می‌کنند. همتایی خانوادگی خیلی مهم است. یک موقع اختلاف خرده‌فرهنگ است. این ما را نگران نمی‌کند. ولی یک موقع اختلاف فاحش و جدی است. این اختلاف فرهنگی است. اختلاف فرهنگی یعنی اختلاف در آداب‌ورسوم و لهجه و ملیت. خانواده‌ها نباید از این نظر خیلی با هم اختلاف داشته باشند. در ازدواج مشکل برایشان ایجاد می‌شود. حتی در مقدمات ازدواج و عروسی هم برای آن‌ها مشکل ایجاد می‌شود. بعد از ازدواج مشکلات بیشتر می‌شود. این تنوع و تعدد فرهنگی که ما داریم خیلی جالب است. ما مناطقی در کشورمان داریم که به دختر جهیزیه نمی‌دهند. این مهم است؛ مثلاً آقایی به دخترخانمی در دانشگاه علاقه‌مند شده‌اند و بعد فهمیده که به دخترخانم جهیزیه نمی‌دهند. خوب این برایش سخت است و یا چندتکه بزرگ جهیزیه را باید آقا بخرد و یا در خرید عروسی آقای داماد باید برای خانواده عروس هدیه بخرد و یا از داماد شیربها می‌گیرند و این‌ها مهم است. بعضی‌ها در شب عروسی دچار مشکل شده‌اند. آدابی داشته‌اند که باعث اختلاف دو خانواده شده است. این اختلاف‌های فاحش را جدی بگیرید.
اگر واقعاً می‌خواهید با این وضعیت ازدواج کنید دو نکته را در نظر بگیرید. اول اینکه آداب آن‌ها را بشناسید و دیگر اینکه ببینید قدرت انطباق دارید یا نه؟ شاید هم کسی باشد که بتواند با آن‌ها زندگی کند. حتی لهجه و زبان هم خیلی مهم است. ما اختلاف بیشتر در دو کشور مختلف داریم؛ مثلاً عطسه با صدای بلند در فرانسویان خیلی زشت است ولی در کشور ما زشت نیست. در فرهنگ ما وقتی پدر فرزندش را توبیخ می‌کند می‌گوید: سرت را پایین نگه‌دار خجالت نمی‌کشی به من نگاه می‌کنی. ولی در کشورهای دیگر به فرزندشان می‌گویند: به چشم‌های من نگاه کن. خجالت نمی‌کشی سرت را پایین می‌اندازی. در تاجیکستان وقتی کسی اشتباه می‌کند می‌گویند شما غلط کردید و اصلاً جمله زشتی نیست. این‌ها به خاطر اختلاف فرهنگی است. من در تاجیکستان به خانم‌ها درس می‌دادم. خانمی در آخر درس به من گفت: استاد شما غلط کردید و من گفتم: خیر شما درس را مطالعه کنید و فردا بیاید که ببینیم من غلط کردم یا شما غلط کردید. فردا آمد گفت: استاد من غلط کردم. ما دریک شهرستانی رسیدیم و از آقایی آدرس پرسیدیم. ایشان گفت: مستقیم می‌روید و بعد قرش می‌دهید به این سمت. ما ناخودآگاه زدیم زیر خنده و ایشان ناراحت شد و گفت مگر من چه گفتم که خنده‌دار بود؟ بعد فهمیدیم که در اینجا قر دادن یعنی پیچیدن. گاهی اختلاف فرهنگی، فرهنگ کُرد و ترک و فارس نیست. گاهی دو خانواده در یک محل زندگی می‌کنند و با هم اختلاف فرهنگی دارند که منشأ آن اعتقادات و دین است. الآن خانم و آقا تهرانی هستند و در یک منطقه تهران هستند ولی این‌ها با هم اختلاف فرهنگی دارند که منشأ آن اعتقادات و دین است. یک خانواده معتقد به ارزش‌های دینی و یک خانواده غیر معتقد. این افراد خیلی مراقب پوشش خود نیستند مراعات نگاه را نمی‌کنند این‌ها با محرم و نامحرم شوخی می‌کنند. جالب است با هم دست می‌دهند. در مواردی مشروبات الکلی مصرف می‌کنند. ماهواره را به شکل غلطش استفاده می‌کنند. حالا دخترخانم و آقاپسر هم تیپ هم هستند ولی خانواده‌هایشان این‌جوری هستند. این هم مشکل ایجاد می‌کند. این خانواده‌ها بعداً می‌خواهند با هم ارتباط داشته باشند. طرفی که مقید به این ارزش‌ها است، رنج می‌برد. اگر دو تا خانواده همتای هم باشند با هم خوب و خوش زندگی می‌کنند ولی یک طرف مقید باشد مشکل درست می‌شود.

 اصالت خانوادگی یعنی چه و آیا باید اصل همتایی در آن رعایت بشود؟
 اصالت خانوادگی یعنی سلامت نفس خانواده؛ یعنی خانواده‌ی صالح و خوش‌نامی باشند. هرچقدر گستره‌ی این خوش‌نامی بیشتر باشد و نسل‌های پی‌درپی آن‌ها هم خوش‌نام باشند، اصالت بیشتر می‌شود. به آن خانواده‌ی اصیل‌تر می‌گوییم. این ویژگی خانوادگی در اصل همتایی برای همه نیست. این برای کسی است که خودش اصیل است. آقایی هستند که خانواده‌شان اصیل است، سلامت نفس دارند، صالح و خوش‌نام هستند و نسل‌های قبلی‌شان هم این ویژگی‌ها را دارند و این آقا می‌خواهد ازدواج کند. توصیه این است که با خانمی ازدواج کند که او هم خانواده‌اش اصالت داشته باشد. نکته‌اش این است که اگر آقا آدم اصیلی است. اگر با خانمی ازدواج کند که او هم اصیل باشد فرزندان اصیلی خواهند داشت. می‌دانید که ژن اثرگذار است، محیط و تربیت مهم است. امام صادق (ع): در یک مکان صالح ازدواج کنید. چون عرق یعنی ژن اثرگذار است. یک جوان سالم و صالح اگر با یک خانمی که خانواده اصیلی ندارد ولی خودش خوب است بخواهد ازدواج کند، میگویند با او ازدواج نکنید. رسول اکرم می‌فرماید: با دختر خوب که در یک محیط ناسالم رشد کرده است ازدواج نکنید. البته قبلاً گفته بودیم دختر زیبارو که این صحیح نیست. دختر خوب مناسب‌تر است. آقای که شما اصیل هستی این دخترخانم همتای شما نیست؛ زیرا مشکلات ایجاد می‌شود. یکی اثر ژن است. یکی سرکوفت‌های بعدی است و دیگری اینکه خانواده‌ها است که اختلاف فرهنگی ایجاد می‌شود. حالا این دخترخانم می‌تواند با آقاپسری که خانواده‌ی خوبی ندارد ولی خود آقاپسر خوب است ازدواج کند. این بهتر است. حالا آقای اصیل می‌خواهد با خانمی ازدواج کند، برود ببیند برادرخانم کیست؟ در عرف داریم: بچه به دایی‌اش می‌رود ولی این روایت دین دارد. رسول اکرم می‌فرماید: می‌خواهید ازدواج کنید در انتخاب دقت کنید که زیرا دایی جایگاه یکی از دو والد را دارد؛ یعنی اولویت اول پدر و مادر است و اولویت بعدی دایی است. در مورد خاله هم فرموده‌اند. زنان بچه‌هایی که به دنیا می‌آوردند شکل برادر و خواهر خودشان است. من همیشه به اصل همتایی معتقد هستم. اینکه حتماً باید جزء وکیل یا وزیر باشند تا با اصالت باشند درست نیست. ما اصالت را سلامت نفس، دوری از گناه، صالح بودن و خوش‌نامی می‌دانیم.

 پسر بیست ساله‌ای دارم که می‌خواهد با دختری که همتای ما نیست و از نظر فرهنگ خانوادگی به هم نمی‌خوریم ازدواج کند. وظیفه‌ی من چیست و چگونه می‌توانم او را منصرف کنم؟
 این‌ها عشق‌های دوران نوجوانی است؛ و کاملاً احساسی است و هیچ منشأ عقلانی ندارد. نگرانی من این است که این عشق‌های ایجاد شده به ازدواج منتهی بشود. دغدغه‌ی ما این است که دو تا خانواده دچار مشکل می‌شوند. شما به‌عنوان مادر که دلسوز هستید باید تا آنجا که راه دارد مانع این کار بشوید. البته من خیلی به خانواده‌ها گفته‌ام که در ازدواج سخت نگیرید و با دلیل بیخودی مانع ایجاد نکنید. در اینجا مجبور هستم بگویم تا آنجا که می‌توانید مانع بشوید چون این‌ها متوجه نیستند و چقدر داشته‌ایم که پدر و مادر مانع نشده‌اند و بعداً این جوان از آن‌ها گله کرده که من عاشق بودم و نمی‌فهمیدم، شما که عاشق نبودید، چرا جلوی من را نگرفتید؟ توصیه می‌شود که مانع بشوید ولی برخورد باید حساب شده باشد. اشکال این است که این‌جور وقت‌ها برخوردها درست نیست. اولاً آرامش خودتان را حفظ کنید. باید با آرامش برخورد کرد. حساسیت نشان ندهید. خیلی‌ها حساسیت نشان می‌دهند به‌ویژه خانواده‌های مذهبی که با این‌جور ازدواج‌ها مخالف هستند. در اینجا این دو، همتای هم نیستند. دو خانواده متفاوت و متضاد هستند و خانواده در همان ابتدا حساسیت زیادی نشان می‌دهند. چکشی عمل می‌کنند. باید خیلی حساب‌شده برخورد کرد. بعضی‌ها قشقرق راه می‌اندازند و می‌گویند: من دیگر مادر تو نیستم، تو بچه‌ی من نیستی، هیچ امیدی به حمایت من نداشته باش، هر کاری می‌خواهی بکن و برخورد تند می‌کنند. من با این برخوردها موافق نیستم. ممکن است به موضع لج و مقاومت بکشاند؛ که اکثراً هم می‌کشاند.
بعضی از مادرها عواطف فرزندشان را تحریک می‌کنند. گریه می‌کنند، اشک می‌ریزند، آه و ناله می‌کنند و در کنارش جمله‌هایی مثل اینکه نفرینت می‌کنم و شیرم را حلالت نمی‌کنم و عاقت می‌کنم. من با قشقرق مخالف هستم. ولی با تحریک کردن عواطف فرزند موافق هستم. شاید همین تحریک عواطف و اشک‌ها به او شوکی وارد کند چون او هنوز با مادر رابطه عاطفی دارد. خیلی وقت‌ها می‌گویند به خاطر اشک‌های مادرم این کار را نمی‌کنم. با جمله‌های نفرینت می‌کنم و …موافق نیستم. نکته‌ای که در این برخوردها مهم است این است که هرگز به‌طرف مقابل چه دخترخانم و چه آقاپسر توهین و جسارت نکنید. ما این تعبیرهای بد را زیاد می بینیم. ببینید مادر عزیز این دختر محبوب پسر شماست. معشوقه‌ی او است و اصلاً برای او بُت است. از دید شما، این دختر ناهمتای اوست و مشکلات دارد ولی از دید خودش این‌طوری نیست. انسان عاشق گل سرخ را بدون خار می‌بیند. اگر تحریک عاطفه جواب داد که چه بهتر و اگر جواب نداد و دیدید که ایشان قضیه را جدی گرفته‌اند، در یک گفتگوی صمیمانه، استدلالی با او صحبت کنید. قشقرق راه نیندازید و خیلی آرام و استدلالی همین حرف‌هایی که ما میگوییم به آن‌ها بگویید. کتاب گلبرگ زندگی را هدیه کنید. گاهی مواقع مادر لازم می‌داند برود و با طرف صحبت کند. در جایگاه یک مادر مهربان و دلسوز با او صحبت کنند، از تهدید پرهیز کنید. با مهربانی او را توجیه کنید. اگر جواب نداد، در اینجا از زمان استفاده کنید. خواستگاری نروید. بگذارید زمان بگذرد. فرزند شما بیست سالش است و وقت ازدواجش هم نیست. بگذارید دو سال بگذرد و آن را کِش بدهید و کج دار و مریز عمل کنید. در گذر زمان این مشکل حل می‌شود و فراوان این مورد را داشته‌ایم. رشد عقلانی پیدا می‌کنند و می‌فهمند به درد همدیگر نمی‌خورند. معمولاً پسر می‌گویند: مادر شما بیا و فقط دختر را ببین حتی در بیرون. من توصیه می‌کنم این کار را نکنید اگر شما الف را بگویید باید تا آخرش را بگویید. شما یقین دارید که این ازدواج غلط است. یک وقت مانع تراشی بیخودی است که واقعاً برای جوانان بی انصافی است. در اینجا به صلاح و بنفع این دو نیست. اگر نهایتا بعد از دو سال مجبور شدید به خواستگاری برویید، شرط کنید که با یک مشاور آگاه و دلسوز مشاوره کنید. چون این مشاور، ذینفع نیست. بیان بهتری دارد و استدلالی حرف می زند. آمار دارد و ممکن است که بتواند منصرفش کند. گاهی ما می توانیم با صحبت جوان را از این ازدواج منصرف کنیم و یا اگر منصرف نشد، مشکلات راه را به او می‌گوییم تا آگاهانه انتخاب کنند. بعدا گله نمی‌کنند کسی به من نگفت. دیگر اینکه اگر به خواستگاری رفتید زیر بار مهریه سنگین نروید. چون ما امیدی به این‌جور ازدواج ها نداریم. آخرش جدایی است. البته استثنا هم دارد. بعضی مواقع به حسب ظاهر خوشبخت هستند و ظاهر سازی می‌کنند چون همه مخالفت کرده اند رویشان نمی‌شود که بگویند ما به بن بست رسیده ایم ومی سوزند و می سازند. این دیگر زندگی نیست و مردگی است. فرض در اینجا این است که مادر تحقیق کرده و رسیده اند که همتای همدیگر نیستند، پس اصلا تن به خواستگار ی ندهند.

 تا چه حد لازم است که دختر و پسر از لحاظ زیبایی همتای هم باشند؟
 از لحاظ زیبایی باید بین دختر و پسر تناسب باشد؛ یعنی فاصله زیاد نباشد. اگر فاصله کم باشد اشکالی ندارد. اگر فاصله زیاد باشد بعداد در زندگی دچار مشکل می‌شوند. البته این مشکل برای آقایان بیشتر است؛ زیرا آقایان به زیبایی بیشتر اهمیت می‌دهند تا خانمها. این واقعیتی است. البته خانم هم دوست دارد شوهرش خوش‌تیپ و قیافه باشد ولی اولویت اولش نیست. چیزی که برای خانم‌ها مهم است اقتدار مرد و نقش حمایتگری مرد است. استقلال فکری و مدیریت بحران مهم است. لذا خانم‌هایی که شوهرانشان متکی به مادر هستند و خودشان استقلال فکری ندارند، خیلی رنج می برند و نکته اش هم همین است. فاصله باید رعایت بشود. در عاشق شدن ها این فاصله پیش می‌آید. با تلفن آشنا می‌شوند و بعد که همدیگر را می‌بینند می‌فهمند فاصله ی زیبائیشان خیلی زیاد است ولی چون کر و کور شده‌اند نمی‌بینند ولی بعدا که این عشق فروکش می‌کند در زندگی‌شان مشکلات شروع می‌شود. گاهی ممکن است عاشقی هم نباشد. ترحم است. الآن آقایی به خواستگاری خانم آمده است. خانم می‌بیند فاصله زیبایی بین آن‌ها زیاد است؛ اما جواب مثبت می‌دهد زیرا دلش می‌سوزد. گاهی توی رودربایستی گیر می‌کند. آقایی به خواستگاری خانمی رفته و می‌بیند با ظاهرش نمی‌تواند کنار بیاید، می‌بیند فاصله زیاد است ولی می‌گویند: اسم روی دختر مردم گذاشته‌ایم و زشت است. گاهی معرفت طرف خیلی زیاد است. گاهی طرف از لحاظ دینی خیلی قوی است و معنویت بالایی دارد. می‌گویند: برای من ظاهر مهم نیست. معنویت مهم است. همه ی این‌ها اشتباه است. بعدا در زندگی مقایسه ها شروع می‌شود چون این عوامل در زندگی از بین می رود. حالا تکه‌پرانی‌های دیگران و نگاه دیگران مزید بر علت می‌شود.
متأسفانه بهانه جویی‌ها و بهانه‌گیری‌ها و از بین رفتن عشق و صفا و صمیمیتی که بین آن‌ها بوده و مشکلی که مخصوصا در آقایان است که حواسشان به دیگران پرت می‌شود و با توجه به اینکه زن حس تملک دارد خانم رنج می برد. لذا توصیه من این است که فاصله زیبایی زیاد نباشد. گاهی انتظارات طرف زیاد است. خودش خیلی زیبا نیست ولی انتظارش خیلی بالا است. در اینجا انتظار بجایی نیست و ممکن است سالیان سال به خاطر این انتظار، ازدواج نکند. البته باید گفت: ملاک اصلی ازدواج نباید صرفا زیبایی باشد. خیلی ها گله می‌کنند که آقایان ملاکشان زیبایی است. این اشتباه است. روایت داریم: از سعادت مرد مسلمان این است که با یک خانم زیبا ازدواج کند و ذات آن خوب و با دین باشد. ارزشهای اخلاقی و دینی مهم است. شما حالا می‌خواهید کتاب بخرید، اگر صرفا ملاک شما طرح روی جلد کتاب باشد این کار خیلی غیر عقلی و غیر منطقی است. من به آقایان هشدار می‌دهم که ملاک اصلی تان صرفا زیبایی نباشد زیرا این‌ها ماندنی نیست. با یک سکته زیبایی از بین می رود و در آنجا شما واقعاً احساس خلا می‌کنید. مسئله ی زیبایی خوراک نفس است و بعد از دوسال عادی می‌شود. حالا اینکه ملاکش صرفا زیبایی بوده می‌بیند که خانمش ارزش های اخلاقی ندارد و دیگر امیدی ندارد.
وقتی خواستگاری می‌رویید به دخترخانم، به دیده‌ی مادر بچه‌هایتان نگاه کنید. چون در زندگی ملاک تربیت بچه زیبایی نیست. مادر زیبا نباشد ولی عفیف و پاکدامن باشد. روایت داریم: کسی که ملاکش صرفا زیبایی است چیزی که در آن خانم هست نمی‌بیند. روایت دیگر داریم: کسی که برای جمال با خانمی ازدواج می‌کند خدا رهایش میکند ولی اگر برای دینش ازدواج کند، خدا هم مال و هم جمال به او می‌دهد. در واقع خانم را در چشم آقا زیباتر می‌کند. توصیه ای هم به آقایانی که غیرت زیادی دارند و خانم‌هایی که حس تملکشان زیاد است دارم و آن این است که با خانم خیلی زیبا و یا آقای خیلی زیبا ازدواج نکنند. برای این آدم‌ها ازدواج صرفا بر اساس زیبایی خیلی اشتباه است. خیلی رنج می برند و دائم نگران هستند و دغدغه دارند. قدبلندی و کوتاهی و چاقی و لاغری جزء شروط کمال هستند و نیاز به همتایی ندارند البته زیبایی هم از شروط کمال است ولی چون در جامعه خیلی مشکل ایجاد کرده است، من تاکید بیشتری روی آن داشته‌ام. ما می‌گوییم چشم‌نوازتر است که خانم از آقا کوتاه‌تر باشد. حالا هم قد باشند و یا بلندتر باشد، این‌ها سلیقه‌ای است. شما به خودتان نگاه کنید. اگر آستانه ی حسی تان پایین است یعنی حساسیت شما بالا است و انسان حساسی هستید این کار را نکنید و احتیاط کنید. اگر زود رنج نیستید و آستانه حسی شما بالا است و حرفهای دیگران برایشان مهم نیست، این اشکالی ندارد. در جامعه ما متأسفانه نگاه خیره داریم و زُل می زنند که در اروپا اصلا این کار خیلی زشت است و کسی خیره نمی‌شود. زیبایی واقعاً نسبی است. خیلی ها در مشاوره میگویند: همه شرایط مهیا است ولی این خانم از من خیلی کوتاه‌تر است و من نگران نظر دوستان و آشنایان هستم. این خیلی بد است. ما باید رفتارمان را درست کنیم که مانع ازدواج جوانان نشویم.

 می‌خواهم با دختری ازدواج کنم که خود او خوب است اما خانواده‌ی فاسد و بدنامی دارد و خانواده‌ی من به شدت با این ازدواج مخالف هستند. گناه این دختر چیست که خانواده‌ی خوبی ندارد؟ آیا همتایی و کفویت در ازدواج مهم است؟
 پاسخ: تلقی من از این صحبت که می‌گویند خانواده‌ی مخالفت می‌کنند این است که خانواده‌ی ایشان خوش‌نام و اصیل هستند که با این وصلت مخالفت می‌کنند. درست است که این دخترخانم گناهی ندارد چرا که خود او خوب است اما خانواده‌ی او فاسد و به تعبیر ایشان بد نام هستند. می دانید این مسئله اصل هم تایی خانوادگی را از بین می برد. چون من بارها عرض کردم که در ایران دو جوان با هم ازدواج نمی‌کنند بلکه خانواده‌های آن‌ها نیز با هم ازدواج می‌کنند و این خانواده‌ها باید همتای هم باشند و با هم کفویت داشته باشند. اینجا دو خانواده هم تا نیستند. در این صورت چه مشکلی پیش می‌آید؟ مثلاً ممکن است همین خانواده‌ی شما که خوش‌نام هم هستند فردا در زندگی مشترک شما، حتی به طور غیر مستقیم به رخ این دخترخانم بکشند. خوب ایشان می‌خواهد که عروس خانم این خانواده باشد. ممکن است به رخ ایشان بکشند، او را سرزنش کنند و سرکوفت بزنند. بخصوص که الآن راضی هم نیستند. این مسئله هم نکته‌ی مهمی است. فرض من این است که الآن خانواده‌ی شما هم راضی باشند، در این صورت هم باز من می‌گفتم که شما همتای هم نیستید. چون ممکن بود در آینده خود شما یا خانواده‌ی شما سرکوفت بزنند. همین مسئله ای پیش می آمد که در سوال قبلی گفتم. ارتباطات شما و همان اثر پذیری که بچه های شما از پدر بزرگ، مادر بزرگ و عمو و عمه دارند. یا حالا ایشان دخترخانم هستند از آن طرف نیز بچه از پدر بزرگ، مادر بزرگ و خاله و دایی اثر پذیری دارد.
یک نکته‌ی دیگر هم است که جوانان نباید از آن غفلت کنند آن هم بحث مسائل ژنتیک است. چون به هر حال ممکن است فرزند شما ویژگی‌های شخصیتی خود را از همین پدر بزرگ، مادر بزرگ یا از همین دایی و خاله به ارث ببرد. شما می فرمایید که آن‌ها آدم‌های خوش‌نامی نیستند و به تعبیر خود شما می‌گویید فاسد هستند. در این صورت ممکن است ویژگی‌های شخصیتی آن‌ها را به ارث ببرند. اینکه اینقدر اسلام دقت می‌کند که در انتخاب خود دقت کنید. البته این مسئله بیشتر نسبت به خانواده‌های اصیل است. الآن اگر این خانواده‌ها هم تای هم بودند ما اصلاً مشکلی نداشتیم و می گفتیم خانواده‌ی محترم آقاپسر چرا مخالفت می‌کنید شما که مثل هم هستید. ولی الآن فرض بر این است که خانواده‌ی آقاپسر اصیل و خوش‌نام هستند. خطاب شده به این‌جور خانواده‌ها که با همتای خود یعنی بایک خانواده‌ی اصیل ازدواج کنید. ما در این زمینه خیلی روایت های نابی را داریم که انسان تعجب می‌کند که اولیای الهی تا چه جاهایی را در نظر گرفته‌اند. مثلاً فرمودند که در یک مکان صالح ازدواج کنید. مکان صالح در اینجا همان خانواده‌ی اصیل است. دلیل آن نیز این است که به خاطر اینکه ژن اثر گذار است.
آن رواتی که من چندین بار در امر ازدواج به آن اشاره کردم که رسول بزرگوار اسلام فرمودند از خضراء الدِّماً بپرهیزید و سوال کردند که یا رسول اله خضراء الدِّماً چیست؟ فرمودند یک دختر خوبی که در محیط بدی بزرگ شده و رویشگاه خوبی نداشته است. این هم به خاطر همین قضیه است. خود دختر خوب است اما به هرحال خانواده‌ی او خوب نیستند. حالا غیر از اینکه پدر و مادر این دختر خوش‌نام نیستند و ممکن است از لحاظ ژنتیک بر روی فرزندان شما اثر بگذارند. برادر یا برادرهای ایشان با توجه به اینکه گفته‌اند خانواده‌ی ایشان خوب نیستند، نیز بد هستند. آنقدر بر روی برادر و دایی تأکید شده است البته الآن علم روز نیز ثابت کرده است. به این جهت که ما ویژگی‌های شخصیتی خود را بیشتر از دایی خود می گیریم. لذا گفته‌اند در ازدواج خود دقت کنید به این خاطر که دایی جایگاه یکی از دو والد را دارد. چطور از لحاظ ژنتیک پدر و مادر قوی هستند. دایی را نیز در کنار یکی از دو والد گذاشته اند. این روایت برای دایی است؛ اما برای خاله هم تأکید کرده اند و گفته‌اند دقت کنید در انتخاب خود برای ازدواج چون شبیه خواهران و برادران خود بچه به دنیا می آورند. همین بحث مسائل ژنتیک است. خوب ممکن است این پسر عزیز بگویند این دختر که دختر خوبی است و گناهی ندارد. ما هم می‌دانیم و واقعاً برای اینجور دخترها خیلی متأثر می‌شویم. خود او زحمت کشیده، تلاش کرده، رشد کرده و ارتقاء پیدا کرده است. خود او دختر خوب و نازنینی است از لحاظ اعتقادی. خوب او بالاخره باید چکار کند؟ باید با همتای خود ازدواج کند. آیا حقی از او ضایع نمی‌شود؟ نه به نفع خود او است. ما گاهی توصیه‌هایی می‌کنیم که بعضی‌ها ناراحت می‌شوند. الآن ممکن است دختر عزیزی باشد که خود او خوب است ولی خانواده‌ی او بدنام هستند می‌گوید بالاخره گناه من چیست؟ ما می‌گوییم دختر عزیز ما نفع شما را در نظر می گیرم چون اگر شما با این خانواده وصلت کنید، طیف و تیپ آن‌ها فرق می‌کند قدر شما را نمی‌دانند. خود تو خوب هستی ولی همان بحث سرکوفت و سرزنش پیش می‌آید. من می‌خواهم بگویم که اینجا نفع دو طرف در میان است. هم شما پسر عزیز که خانواده‌ی خوش‌نامی دارید باید با یک خانواده‌ی خوش‌نام ازدواج کنید که همتای هم باشید و هم این دختر بعداً زجر نمی کشد. با هم تیپ خود ازدواج می‌کند و دیگر دو طرف سر هم منت نمی‌گذارند. ازدواج این خانم با همتای خود به این معنا است که با آقایی ازدواج کند که وضعیتی مشابه خود دارد؛ یعنی با یک آقایی ازدواج کند که خود او خوب است اما خانواده‌ی خوبی ندارد. نمی خواهیم بگوییم که خانواده‌ی او هم بد نام باشند اما فرض ما الآن بر این است که خانواده‌ی این آقاپسر خوش‌نام و اصیل هستند. ما گاهی اوقات متأسفانه این موارد را داریم که عاشق و دلبسته می شوند در دانشکده و یا در جای دیگری بعد هم آقاپسر متوجه می‌شود که خود دخترخانم خوب و نازنین است. در خصوص اختلافات طبقاتی نیز این مسئله صادق است. حتی ممکن است خانواده‌ی طرف مقابل هم سرکوفت نزنند ولی وقتی دختر وارد خانواده‌ی آن‌ها شود احساس حقارت، ضعف و کمبود شخصیت کند و این مسئله به نفع او نیست.

 دختر خوبی در بین نزدیکان هست و چون می‌دانم که هیچ وقت او را به من نمی‌دهند هیچ اقدامی در این زمینه نمی‌کنم. نظر شما آیا او هم‌کفو من است؟
 پاسخ: اگر شما مطمئن هستید که این دخترخانم را به شما نمی‌دهند و هم شان شما نیستند و احساس می‌کنید که از نظر خانوادگی با خانواده‌ی ایشان و خودشان همتایی ندارید یعنی آن‌ها از جهات مختلفی برتری جدی و قابل توجهی بر شما دارند، اصلا اقدام نکنید. البته ما گفتیم که اگر جوانان جواب منفی شنیدند خیلی ناراحت نشوند در ازدواج جواب منفی خیلی نمی تواند مشکل ساز باشد ولی بالا خره روی روحیه ی انسان اثر می‌گذارد. حالا که انسان می‌داند جواب منفی است اصلا چرا اقدام بکند؟ ممکن است که اگر جواب منفی بشنوید روی اعتماد به نفس شما اثر بگذارد و خودباروری شما را در معرض تهدید قرار بدهد. اگر می دانید مواردی مشابه شما یا حتی بهتر از شما رفته اند و جواب منفی گرفته‌اند طبیعی است که به شما هم جواب منفی می‌دهند پس بهتر است شما هم اقدام نکنید. اگر شما احساس می‌کنید که هم شان هم هستید چرا شما اقدام نمی‌کنید؟ خیلی خانواده‌ها منتظر جوان‌های خوبی مثل شما هستند. پس اگر هم شان شما هستند بطور رسمی با خانواده اقدام بکنید، یا جواب منفی است یا مثبت. اگر جواب مثبت بود بگویید: الحمدلله. اگر منفی بود بگویید: الله اکبر. من به جوانان می‌گویم که خیلی نگران جواب منفی نباشید. در قضیه‌ی ازدواج شما خودتان را به اقیانوس بیکران الهی بسپارید. اگر ایشان هم شان شما هستند و می‌خواهید اقدام بکنید اولا این فکر منفی را از بین ببرید که اگر من خواستگاری بروم ایشان را به من نمی‌دهند. این افکار را باید از ذهن تان دور کنید. اگر شما با این فکر خواستگاری بروید روی چهره‌ی شما اثر می‌گذارد و با این موضع می روید که منتظر جواب منفی هستید و این روی کلام، ادبیات و لحن شما هم اثر می‌گذارد و حتی در برخورد شما اثر می‌گذارد و یک جور دافعه در شما ایجاد می‌کند. شما بدون اعتماد بنفس و خودباروری جلو می‌روید و حتی ممکن است که در گفتگو صدای شما بلرزد و دچار استرس می‌شوید و رنگ چهره‌ی شما تغییر می‌کند و دیگران فکر می‌کنند که شما ایرادی دارید و نتیجه همان می‌شود که شما می ترسید و دخترخانم را به شما نمی‌دهند. پس من تاکید می‌کنم که اول شما این فکر منفی را از خودتان دور بکنید و بعد به خواستاری بروید. تمام کسانی که به خواستگاری می روند یا برایشان خواستگار می‌آید و جواب منفی می شنوند عرض می‌کنم که خودتان را به خدا بسپارید. شما اقدام بکنید و اگر به نتیجه‌ی دلخواه رسیدید الحمدلله و اگر به نتیجه ی دلخواه نرسیدید به حساب قسمت الهی بگذارید. قسمت به این معنا درست است. آن قسمتی اشتباه است که ما هیچ حرکتی نکنیم تا ببینیم که قسمت چه بشود. شما باید اقدام حرکت بکنید و به خواستگاری بروید ولی بعضی مواقع خدا اراده ی خودش را بر اراده ی شما مقدم می‌کند و ما از آینده خبر نداریم. پس اگر شما جواب منفی شنیدید به حساب قسمت الهی بگذارید. اگر این عشق، عشق کر و کور کننده است که اصلا صلاح نیست؛ زیرا این یک آفت است و ممکن است که پنج تا آقت دیگر هم داشته باشد. شاید اصلا طرف شرایط همتایی نداشته باشد. انسان باید عاقلانه ازدواج کند و عاشقانه زندگی کند.

منبع: ch3.iribtv.ir
ویرایش و انتشار:
وبسوار

همتایی در ازدواج همتایی در ازدواج

برگرفته از : همتایی در ازدواج (2)