11 عامل مؤثر بر روابط جنسی و زناشویی

11 عامل مؤثر بر روابط جنسی و زناشویی

عوامل تاثیرگذار بر روابط جنسی


اهمیت روابط جنسی در رضایت زناشویی

رابطه جنسی یکی از نیازهای اساسی انسان است که باید به نحوه مطلوب به آن پرداخته شود و نهی آن باعث بروز مشکلات فراوانی می‌شود. در ایران 40% طلاق‌ها به علت عدم رضایت جنسی صورت می‌گیرد. این پدیده هر چند ممکن است در نظر اول عجیب و یا باور نکردنی به نظر برسد، ولی از دیدگاه بسیاری از صاحب نظران، امری مقرون به واقعیت و حتی حقیقتی انکارناپذیر است.

عدم رضایت جنسی خصوصاَ در جامعه ما از شیوع بسیار بالایی برخوردار است. اکثر زنان و مردان متاهل از روابط جنسی خود لذت کامل و کافی را درک نمی‌کنند. این مسئله حداقل در مورد زنان به شدت صادق است. پژوهشی که چند سال پیش در یکی از شهرهای غربی ایران به انجام رسید نشان داد که بیش از 90% زنان متاهل شهری هیچ گاه در عمر خود ارگاسم (اوج لذت جنسی) را تجربه نکرده‌اند.

اغلب افراد متاهل (اعم از زنان یا مردان) گمان می‌کنند که رابطه‌ی جنسی سرویسی است که توسط زنان به شوهرانشان داده می‌شود و در اصل به منظور تامین آسایش مردان صورت می‌گیرد و البته ممکن است تا حدودی زنان را نیز هیجان زده کند. در این تفکر غالب رضایتمند بودن زنان ملاک عمل نیست و آنها چه تمایل داشته باشند و چه نداشته باشند، شرعاً موظف به تمکین جنسی در برابر شوهری که نفقه می پردازد می باشند. (البته این برداشتی غیر واقعی از شرع است)

البته در مورد مردان هم وضع چندان رضایت بخش نیست زیرا اکثراً مبتلا به پاره‌ای مشکلات روانی ـ جنسی نظیر خروج زودرس منی یا تحریک ناقص آلت تناسلی هستند و یا غالباً از تکنیک‌های صحیح آمیزشی استفاده نمی‌کنند لذا حاصل فعالیت جنسی‌شان در بسیاری مواقع یک ارگاسم کامل و با مدت زمان کافی نیست.

رابطه‌ی جنسی مطلوب آن است که در یک زمان منجر به رضایت کامل و کسب لذت بالا در هر دو طرف شود و ارگاسم زن و شوهر هم زمان شود. موفقیت در این امر سمبل موفقیت در زندگی زناشویی است و نادیده گرفتن احساسات و نیازهای یکدیگر در این مورد سمبل بی‌توجهی به یکدیگر در زندگی است.  البته بیشتر این برداشتها در سطح ناخوداگاه رخ می‌دهد ولی تآثیر عمیق آن بر رابطه‌ی دو طـرف بـاقی می‌ماند و در دراز مدت به عاملی پنهان برای شعله‌ورتر شدن اختلافات زناشوئی مبدل می‌شود.

ارگاسم یا اوج لذت جنسی یکی از موهبت‌های بزرگ الهی است که موجب رفع بسیاری از تنش‌های درونی و کسب آرامش روانی می‌شود. این پدیده یک تخدیر یا نشئة سازی طبیعی است که در زندگی پر تنش امروز هم چون آبی برآتش التهابات درونی انسان عمل کرده و در صورتی که به طور کامل و به مدت کافی و به دفعات مناسب حاصل شود به سلامت روان کمک شایانی می‌کند.

زن نیز هم چون مرد به این عامل آرام بخش نیاز دارد. اما مراحلی که او برای رسیدن به این حالت باید پشت سر بگذارد با مرد متفاوت است. او باید اولاً از انگیزه و میل کافی برای فعالیت جنسی برخوردار باشد که مسایلی چون اضطراب یا اختلاف با همسر یا نامطلوب بودن ظاهر همسر(مثلاً بوی بد پا یا دهان او) یا سابقه برخی رفتارهای جنسی مرد که از نگاه زن ناخوشایند بوده است این میل و انگیزه را کم می‌کند. گذشته از این او برای رسیدن به آمادگی لازم برای ارگاسم به زمان بیشتر و تحریکات ملایم و متوالی نیاز دارد و مرد با صرف حوصله باید آمادگی لازم را در وی به وجود بیاورد و به سلایق وی احترام بگذارد و اساساً نحوه و زمان فعالیت جنسی باید مورد توافق دو طرف باشد. البته زن نیز باید نیازهای شوهر را در نظر بگیرد و با او برای دستیابی به یک ارگاسم موفق و همزمان همکاری کند.

از آنجا که نیاز جنسی از قویترین نیازهای درونی بوده و رابطه تنگاتنگی با ناخودآگاه انسان دارد عدم رعایت نکات فوق الذکر به اختلالات پایدار و عمیقی در روابط زوج‌ها منتهی می‌شود که می‌توان به تنفر از همسر، دلخوری، حسادت و رقابت برای سرکوب یکدیگر، مقصر دانستن همسر در بسیاری از مشکلات زندگی، حس انتقام‌گیری ناخودآگاه ، احساس تحقیر شدن توسط همسر، احساس عدم اعتماد به نفس، احساس شیئ بودن و ملعبه واقع شدن و احساس مورد بی‌اعتنایی واقع شدن اشاره نمود.
این مسایل توسط سایر تنشها و اختلافات، تقویت شده یا در قالب آنها تجلی و بروز می‌یابد و شکاف بین همسران را رفته رفته عمیق تر می‌سازد.

اهمیت روابط جنسی در رضایت زناشویی


عوامل تأثیرگذار بر روابط جنسی

1- فرزندان پيش دبستاني
پدراني كه صاحب فرزند كودكستاني هستند، از رابطه جنسي كمتري برخوردارند. در مردان معمولا بيش از زنان اين احتمال وجود دارد كه به فرزندان خردسال خود به عنوان يك مانع و مخل زندگي جنسي نگريسته شود، بنابراين مردان در اين شرايط كمتر آغازگر رابطه‌ي جنسي ميشوند. از اين رو زنان بايستي پيش دستي كرده و خود آغاز گر رابطه‌ي جنسي شوند و براي اين كار زمان مناسبي را كنار بگذارند. زنان بايد بيش از پيش به شوهران خود توجه كرده و به آنها بفهمانند كه كماكان جذاب و دوست داشتني هستند. براي اين كار كودك را راس ساعت 8 شب به رختخواب هدايت كنيد، تا بتوانيد فرصت هم آغوشي با شوهران خود را فراهم آوريد.

2- احتمال جدايي و متاركه
زوجيني كه قصد جدايي از يكديگر را دارند، رابطه‌ي جنسي‌ي كمتري با يكديگرخواهند داشت. زوجيني كه به سمت طلاق پيش مي‌روند اغلب سعي مي‌كنند از صميميت ميان خود بكاهند.

3- سن
اين يك فاكتور پيش‌بيني كننده قوي است. هر قدر سن بالاتر رود احتمال كاهش روابط‌ جنسي افزايش مي‌يابد. اما در آن روي سكه وقتي رابطه جنسي در زوجين مسن روي مي‌دهد، عموما رضايت‌بخش‌تر و از كيفيت بالاتري برخوردار بوده و عشق و محبت در آن پررنگ‌تر است. اين گلايه زنان جوان كه: “وي از شور و بنيه جنسي‌ي خوبي برخوردار است اما هيچ چيز از تكنيك‌هاي جنسي و عشق‌ورزي نمي‌داند.” با افزايش سن كمتر به گوش مي‌رسد. با افزايش سن زنان و مردان خصوصيات يك رابطه‌ي جنسي خوب و رضايت بخش را آموخته و همين امر باعث مي‌شود با وجود كاهش بنيه جنسي و دفعات برقراري رابطه جنسي، رابط ي جنسي رضايت بخش‌تر و لذت‌بخش‌تر گردد.

4- مدت سال‌هاي تأهل
مرداني كه از تاريخ ازدواجشان خيلي گذشته، رابطه‌ي جنسي كمتري را گزارش مي‌كنند. اما مدت ازدواج عامل پيش بيني كننده‌ي مهمي براي زنان بشمار نمي‌آيد. البته تعداد روابط جنسي در مردان معمولا نسبي است.

5- رضايت و خوشبختي
جاي شگفتي نيست كه هر قدر زوجين شادتر باشند و احساس خوشبختي بيشتري كنند، تمايل بيشتري به برقراري رابطه‌ي جنسي از خود نشان خواهند داد. زماني كه شما دلباخته كسي باشيد و از شغل و زندگي خوبي نيز برخوردار باشيد، رابطه‌ي جنسي به مثابه پوشش و تزئينات روي كيك هستند.

6- سطح سلامتي
كاهش سطح سلامتي معمولا موجب كاهش روابط جنسي در مردان مي‌شود، اما در زنان اين چنين نيست. چراكه زنان مسن برقراري رابطه‌ي جنسي را حتي در وضع ناخوشي و كسالت يك وظيفه و تكليف مي‌دانند. زنان بيمار و ناخوش براي برقراري رابطه‌ي جنسي مشكل خاصي نخواهند داشت، اما مردان قادر به پنهان كردن بيماري و تاثيرات مشهود آن طي برقراري روابط جنسي نخواهند بود. چراكه مردان براي برقراري رابطه‌ي جنسي ناچار به صرف انرژي و نيروي فيزيكي بيشتري مي‌باشند. اختلال نعوظ، استرس، خستگي و بيماري‌هاي قلبي-عروقي دلايل اصلي امتناع مردان از رابطه جنسي هستند.

7- فعاليت‌هاي مشترك
زنان و مردان متاهلي كه بيشتر با هم صحبت ميكنند و كارها را بيشتر با يكديگر(مشتركا‌ً) انجام مي‌دهند، از لحاظ جنسي فعالتر هستند. سكس نهايت تجلي و ابراز عشق و صميميت است و بر خلاف ساير فعاليت‌هاي مشترك تنها ميان شما و همسرتان به اشتراك گذارده مي‌شود. چنانچه زندگي‌ي جنسي شما افول كرده، بكوشيد فعاليت‌هايي را به همراه يكديگر انجام دهيد مثل ورزش، رفتن به سينما، باغباني، انجام وظايف خانه و غيره. اين كار مي‌تواند به رابطه شما روح تازه‌اي بدمد. راهكار ديگر اينست كه دانسته‌هاي خود را با يكديگر تقسيم كنيد. با اين كار نه تنها به معلومات شما افزوده مي‌گردد، بلكه فرزندانتان نيز بواسطه آن چيزهاي جديدي مي آموزند. افزايش دانش و اعتماد ميان زوجين با تسهيم اطلاعات خود با يكديگر باعث افزايش ميل جنسي خواهد شد.

8- تعداد فرزندان
دو تئوری در این زمینه وجود دارد:
فرزند بيشتر، رابطه ي جنسي بيشتر. علت: حضور فرزندان مي‌تواند نمايانگر ثبات در ازدواج باشد.
اما در عين حال زوجين بايستي خيلي خلاق باشند تا بتوانند در حضور فرزندان خود رابطه‌ي جنسي داشته باشند! بنابراين فرزند كمتر، فرصتهاي رابطه‌ي جنسي بيشتر.

9- بحث بر سر رابطه‌ي جنسي
زوجيني كه جماع چنداني با يكديگر ندارند، همچنين در مورد آن نيز خيلي كم و بندرت بحث و گفتگو مي‌كنند.
پژوهشگران اينچنين استدلال مي‌كنند كه اين دسته از زوجين اينگونه پرورش يافته و خو گرفته‌اند كه رابطه‌ي جنسي اندكي داشته و از مطرح كردن آن نيز بي نياز باشند. طرح اين مسائل كه: “ما ميتوانيم اين…امتحان كنيم” و يا “من راحت نيستم وقتي ….” و يا “چرا ما هيچ وقت….” باعث افزايش رابطه‌ي جنسي شما ميشوند. هر قدر زوجين رابطه‌ي جنسي بيشتري با يكديگر داشته باشند، بيشتر هم درباره آن بحث ميكنند. يكي از نشانه‌هاي هشدار دهنده در يك رابطه‌ي نابرابر و نامتعادل فقدان اختلافات و ناسازگاري هاست.زوجيني كه درباره‌ي هيچ چيز بحث نميكنند، زوجيني هستند كه با يكديگر گفتگو نميكنند و در واقع خودشان را سانسور ميكنند. دقيقا مشابه يك ذهن زنداني جايي كه يك نفر حكمفرما و غالب مطلق است و ديگري تنها فرمان‌ها را بدون هيچ گونه اظهار نظر، به چالش كشاندن و مباحثه اي ميپذيرد. اين بحث نكردن‌ها باعث ايجاد هارموني و تفاهم كاذب گرديده و صرفاً رنجش و تنفر به بار مي آورد كه دير يا زود خود را آشكار مي‌سازند.

10- خشونت
يكي ديگر از يافته‌هاي غير منتظره رابطه ي ميان خشونت و فعاليت‌هاي جنسي بيشتر در زنان است. برخي پژوهشگران آن را به اين واقعيت استناد مي‌كنند كه برخي از زوجين از فعالیت‌های جنسی به عنوان يك ابزار آشتي مجدد پس از نزاع و بگو مگوها استفاده مي‌كنند. برخي هم معتقدند كه برخي زوجين در بيان عشق و يا خشم بيشتر فيزيكي عمل ميكنند. رابطه‌ي همبستری و خشونت تنها در زنان وجود دارد و اين اشاره دارد به اينكه برخي مردان از جماع به عنوان شكلي از كنترل و سلطه‌گري استفاده مي‌كنند. به خاطر داشته باشيد پيوند اين چرخه ‌‌‌( نزاع-رنجش-جماع-آشتي) براي مرد و زن غير سالم محسوب ميگردد. اين به مفهوم آنست كه ممكن است زوجي رابطه ي جنسي فراواني با يكديگر داشته باشند، اما كليت رابطه از يك مشكل جدي رنج ببرد. (بدون جماع رابطه‌اي نيز وجود نخواهد داشت). علت ديگر آن ميتواند اغواگر بودن خشونت باشد. مردان و زنان به دنبال تماشاي فيلم‌هاي ترسناك افزايش برانگيختگي جنسي را تجربه مي‌كنند. اوج گرفتن آدرنالين در پي پاسخ جنگ يا گريز باعث افزايش ميل جنسي مي‌گردد. بنابراين پس از مشاجره با افزايش آدرنالين ميل جنسی نيز افزايش مي‌يابد. براي 70 درصد زنان غير فمينيست كه سلطه مردان را مورد پسند قرار داده و تاييد مي‌كنند، جماع تنها فرصت ايمني است كه شوهران مي‌توانند بر زنان خود تسلط و برتري داشته باشد. زناني كه ميپندارند آسيب پذيري ماهيت و جوهره وجودي زنانگي است، از سلطه پذيري هنگام برقراري رابطه جنسي خشنود هستند.

11- داد و ستد جنسي
برخي زنان از رابطه ي جنسي به منزله يك خدمت قابل معامله، اقدام به بهره برداري مي‌كنند. يعني در قبال برقراري رابطه‌ي جنسي، همواره چيزي از شوهران خود مطالبه مي‌كنند. در چنين روابطي رابطه ي جنسي مي‌تواند ازهيچ تا بسيار زياد در جريان باشد. حتي اگر رابطه‌ي جنسي ميان چنين زوجيني فراوان باشد، از آنجايي كه روابط جنسي بر مبناي عشق و صميمت استوار نيست، نميتواند بيانگر رابطه‌اي پايدار و با ثبات باشد. از سويي بتدريج رابطه‌ي جنسي قداست خود را از دست داده و احتمال برقراري روابط جنسي خارج از ازدواج (نامشروع) در زوجين افزايش مي‌يابد.

منابع:
mardoman.net
mjalal.blogfa.com

برگرفته از : 11 عامل مؤثر بر روابط جنسی و زناشویی