همه چیز درباره خیانت در زناشویی

همه چیز درباره خیانت در زناشویی

خیانت در زناشویی

خیانت زناشویی را می‌توان به سادگی نقض پیمان یا مفاد پیمان زناشویی دانست. این نقض کردن می‌تواند عمدی یا غیرعمدی باشد. فرد ممکن است با دانستن و آگاهی از ضروریات حقوقی و عرفی ازدواج یا بدون علم به آن‌ها خیانت کند.

اما خیانت می‌تواند مستقیم و با انجام عملی که معنای آن خیانت است یا به واسطه عملی که در ادامه به خیانت منجر می‌شود، خیانت تلقی شود؛ مثلاً داشتن رابطه جنسی با فردی غیر از همسر بدون اجازه وی یا قانون؛ اما در معنای وسیع، خیانت شامل هر نوع نقض در پیمان های زناشویی است. این پیمان به صورت ضمنی شامل پیمانی برای تشریک مساعی در زمینه جنسی، عاطفی، اقتصادی، اجتماعی، امنیتی، روانی و حتی فرهنگی است، بنابراین هرگونه کوتاهی عامدانه یا سهوی در انجام این وظایف می‌تواند خیانت تلقی شود؛ مثلاً حتی فکر کردن به شخص دیگری جز همسر، صحبت کردن هر روزه با او، پیامک زدن مداوم به او یا برقراری رابطه دوستانه مستمر از طریق چت کردن با او هم می‌تواند خیانت به همسر محسوب شود. حتی اگر فردی در ذهن خودش عاشق فرد دیگری جز همسرش باشد و آن شخص سوم هم از این عشق بی‌خبر باشد، باز هم نوعی خیانت در زندگی زناشویی رخ داده است، کوتاهی مرد در تأمین معاش فرزندان بدون عذر موجه یا بی‌توجهی به علایق و عواطف همسر هم نوعی خیانت است، بنابراین مفهوم خیانت در ازدواج را نباید تنها به داشتن رابطه زناشویی خارج از چارچوب خانواده محدود کرد اما در معنای کاملاً بسته و خاص، خیانت به معنی نادیده گرفتن پیمان برقراری رابطه زناشویی با یک نفر است، مگر با اجازه زن اول یا قانون. بهتر است ابتدا عوامل این کار را به عوامل ذهنی و عوامل عینی تقسیم کنیم. عوامل ذهنی از جنس نگرش ها و اعتقادها هستند و عوامل عینی از جنس ساختارها. طبقه‌بندی لازم دیگر، توجه به تفاوت عوامل کلان و عوامل خرد است. عوامل کلان عواملی هستند که در کلیت جامعه تولید می‌شوند و از بیرون بر فرد و جامعه اثر می‌گذارند و دست هیچ فردی در آن به تنهایی دخیل نیست اما عوامل خرد، عواملی هستند در سطح افراد و وضع نگرشی یا واقعی زندگی فرد، به وجود آورنده آن است.


با توجه به این دو طبقه‌بندی، حال می‌توان گفت عوامل خیانت زناشویی ۴ دسته‌اند:

الف. عوامل کلان و ذهنی

ب. عوامل کلان و عینی

پ. عوامل خرد و ذهنی

ت. عوامل خرد و عینی

درباره هر کدام می‌توان توضیح کوتاهی داد:

▪ عوامل کلان و ذهنی

منظور از این عوامل، نگرش‌هایی هستند که در کل جامعه در طول زمانی قابل‌توجه پدید می‌آیند؛ مثلاً وقتی گروهی از مردم با تغییر در نگرش‌های مذهبی خود، اهداف زندگی را به جای آسمان در زمین جستجو می‌کنند، دنیاگرایی به عنوان نگرشی کلان در کلیت یک جامعه توسعه می‌یابد. این نگرش، زمینه توجه به لذت‌های این جهانی را فراهم می‌کند و از آنجا که لذت جنسی از جمله قوی ترین نیازهای بشر است، فرد به دنبال بیشینه کردن لذت‌های خود در این جهان است و در این راه هیچ سدی در مقابل خود نمی‌بیند، مگر آنکه به وسیله عقل و خرد جمعی خود را از این موضوع دور نگه دارد. از جمله سایر عوامل کلان ذهنی، میزان کارآمدی نگرش ها و ارزش‌های خانوادگی برای تأمین نیازهای انسان و سرعت تغییر در نگرش‌های اجتماعی در یک جامعه است. توضیح اینکه اگر امروزه نوعی بحران در ازدواج جوانان به چشم می‌خورد، شاید بتوان به نوعی آن را به معنی ناکارآمدی برخی قواعد و هنجارهای حاکم بر نهاد ازدواج دانست و بخشی از خیانت ها را به طور غیرمستقیم ناشی از این عامل تلقی کرد.

▪ عوامل کلان و عینی

عوامل عینی خارج از وجود انسان قرار دارند و کلان بودن آن‌ها به این معنی است که برای یک فرد یا از حیث فرد بررسی نمی‌شوند و حیطه آن‌ها کل جامعه است. از جمله عوامل کلان عینی برای ایجاد و گسترش خیانت، می‌توان به ضعف ساختارهای فراغتی یا ضعف ساختارهای اقتصادی اشاره کرد. شاید تعجب‌آور باشد، اما ضعف نهادهای فراغتی باعث می‌شود فرد ساعت‌های فراغت خود را به شناخته‌شده‌ترین و سرکش ترین نیازها بسپارد. وقتی به دلیل ضعف نهاد اوقات فراغت، فرد نتواند از خردسالی برای ساعت‌های فراغت خود برنامه‌ریزی کند، لاجرم در بزرگ‌سالی خود را صرف امور جنسی می‌کند. اوقات فراغت باید بتواند به شیوه‌ای جامعه پسند هیجانات فرد را تخلیه یا او را برای داشتن اوقاتی لذت‌بخش راهنمایی کند. در جامعه‌ای که در آن اوقات فراغت نمی‌تواند نیازهای فراغتی را پاسخ دهد و در برخی موارد یک گفتمان را تغذیه فرهنگی می‌کند، گاهی با گرسنه نگه‌داشتن سایر افراد غیرهمراه، برخی افراد راه دیگری را تا حدودی برای رفتارهای خودانگیخته باز می‌کنند. اینجاست که فرد ممکن است به هر لذتی، حتی اگر برخلاف عرف و اعتقاداتش باشد، برای گذران وقت و داشتن هیجان و اوقاتی که فشارهای اجتماعی در آن همه‌کاره نباشند، تن دهد.

شرایط اقتصادی نامطلوب نیز بر خیانت‌های زناشویی موثر است. در جامعه‌ای که افراد با انجام وظایف شغلی نمی‌توانند به سطح مناسبی از رفاه برسند، لاجرم «الاهم فی الاهم» می‌کنند و مهم ترین نیازها را مقدم می‌شمارند. در این صورت شاید نیازهای فراغتی، رفاهی و تفریح ها به فراموشی سپرده شود و جایگزین همه این نیازهای تفریحی و ناکامی ها، تمتع جنسی از طریق روابط نامشروع تلقی شود.

از سایر عوامل رشد خیانت‌های زناشویی می‌توان رشد شهرنشینی، رشد مصرف رسانه‌های گروهی، گسترش فضای مجازی، کمبود فرصت‌های ازدواج و رشد ناکافی فضاهای عمومی و… را نام برد.

▪ عوامل خرد و ذهنی

سومین گروه عوامل، عواملی هستند که عمدتاً فردی و با جنس اعتقادی مشاهده می‌شوند. اگر به ذهن افرادی که مرتکب خیانت‌های زناشویی می‌شوند، رجوع کنیم، می‌توانیم نگرش‌هایی را پیدا کنیم که با افراد معمول، متفاوت است؛ به طور مثال هدف از زندگی، میزان گرایش دینی، میزان تقید های خانوادگی، میزان رشد اخلاقی، میزان رضایت جنسی در زندگی زناشویی، میزان رضایت از زندگی، احساس محرومیت و محرومیت نسبی و یادگیری‌های اجتماعی خیانت‌کاران و افراد دیگر متفاوت است.

▪ عوامل خرد و عینی

از جمله عوامل خرد و عینی، می‌توان به میزان روابط اجتماعی و کیفیت روابط زناشویی، میزان کنترل اجتماعی، تجربه خیانت در دوران کودکی، برخورد با خیانت، میزان رفاه و رفاه‌زدگی و عوامل دیگر اشاره کرد. رفاه ممکن است خود به دو طریق در گرایش به خیانت موثر باشد. افراد غیرمرفه، عمدتاً مجال خیانت‌های جنسی نمی‌یابند حتی اگر زمینه‌های ذهنی‌شان آماده باشد، اما افراد مرفه به دلیل داشتن امکان و فرصت‌های مختلف، مستعد انجام خیانت‌های زناشویی‌اند خصوصاً اگر برای شرایط رفاه آموزش ندیده باشند و ندانند که از این امکانِ پدیدآمده چگونه باید استفاده کنند. عوامل ایجاد و گسترش خیانت‌های زناشویی به اندازه‌ای زیاد و متنوع هستند که بلافاصله می‌توان چند نتیجه مهم گرفت:

الف. هیچ خیانت زناشویی ای را نمی‌توان یافت که فقط به یکی از دلایل و عوامل ذکرشده رخ داده باشد.

ب. خیانت زناشویی بسیار پیچیده است و نباید آن را ساده‌سازی کرد.

پ. حتی دو مورد خیانت زناشویی نمی‌توان پیدا کرد که کاملاً به دلایلی مشابه پدید آمده باشند.

ت. خیانت و زمینه‌های آن در یک لحظه از زندگی خانوادگی روی نمی‌دهد. ممکن است مراحل و زمینه‌های آن در کل زندگی فرد یا کل مدت زندگی زناشویی او به تدریج به وجود آمده باشد.

ث. گناه گسترش خیانت‌های زناشویی را نباید فقط به گردن رسانه‌ها و ماهواره‌ها یا هر عامل دیگری انداخت.

ج. برای حفظ حرمت و قداست خانواده، باید به نقد کلیه مداخله‌هایی پرداخت که سازمان‌های گوناگون طی سالیان گذشته به صورت‌های مختلف در خانواده داشته‌اند.

دکتر تری ورس معتقد است «فریب» یکی از شاخصه‌های بقای موجود زنده است. ویروس‌ها، باکتری‌ها و گیاهان هم باید برای ادامه حیات خویش دغل‌کاری کنند. عمل فریفتن و کلک زدن حتی در ساختمان مولکولی موجود زنده نیز صورت می‌پذیرد. پدیده خودفریبی در سنین بزرگ‌سالی به ویژه با مقوله رابطه جنسی با فرد دیگر بیش از پیش خودنمایی می‌کند. دانستن این حقیقت که دو آدم نا‌شناس به عملی مبادرت می‌ورزند که قرار است منجر به پیدایش یک انسان جدید شود به خودی خود آن را تبدیل به یک تجربه بی‌‌‌‌نهایت حساس و سرشار از مخاطره می‌کند. از دید دکتر تری ورس، رابطه جنسی یکی از پراستفاده‌ترین محیط‌های فریب و خودفریبی در بین افراد است. دکتر تری ورس معتقد است که مرد‌ها در رابطه‌شان با زنان از قابلیت خودفریبی بیشتری استفاده می‌کنند. مردان منافع بیشتری را در درون یک رابطه کسب خواهند کرد اگر بر توانایی‌های خود بیشتر از مقداری که هست باور داشته باشند. زنان نیز به تناسب نشان داده‌اند که در باره میزان صمیمیت مردان، آرزوهای بلندپروازانه‌شان و میزان علاقه مردان به خودشان از درصد خطای بالاتری برخوردار هستند. موقعیت جسمانی زنان و تغییراتی که دوره ماهانه و به همراه آن قاعدگی در زن ایجاد می‌کند نیز از جمله میدان‌هایی است که نقش فریب و خودفریبی زنان در آن بازتاب گسترده‌تری دارد. زنان در دوره تخمک‌گذاری جذاب‌تر از همیشه هستند، به نظر می‌رسد تناسب فیزیکی‌شان از همیشه بهتر است و درصد انحنای بدنشان در اطراف باسن و کمر کمی بیشتر می‌شود. زنان در همین دوران به چشم تحقیر به زنان دیگر نگاه می‌کنند و به حضور آن‌ها بهای لازم را نمی‌دهند. در تحقیقات یک کلوپ در وین مشخص شده است که زنان در دوره مشخص فوق با مردانی که همیشه با آن‌ها هستند به کلوپ نمی‌آیند. تمایل بیشتری به مردانی که جذابیت فیزیکی دارند نشان می‌دهند. آن‌ها حتی علاقه دارند تا لباس‌هایی بپوشند که پوست بدنشان بیشتر دیده شود و در مجموع میل جنسی بیشتری دارند. دکتر تری ورس معتقد است که با وجود تأثیر و تسلط ناخودآگاه ژن‌ها بر روی اعمال و تصمیمات افراد، همان‌طور که ژن‌ها درخواست‌های کنونی ما را نادیده می‌گیرند ما هم باید فرمان‌های کور و باستانی آن‌ها را نپذیریم.


به طور کلی ۳ نوع خیانت و یا رابطه پنهانی وجود دارد:

1. خیانت عشقی:

یک رابطه پنهانی هست که در آن یک پیوند احساسی و جنسی صمیمانه میان یک فرد متأهل با فرد دیگری که همسر قانونی وی نمی‌باشد برقرار می‌گردد.

2. خیانت جنسی:

یک رابطه پنهانی است که در آن یک فرد متأهل با فرد دیگری که همسر قانونی وی نیست رابطه جنسی برقرار می‌کند. در این نوع رابطه عنصر علاقه و یا وابستگی احساسی وجود ندارد.

3. خیانت اینترنتی (و نیز تلفنی):

شامل گفتگو و تبادل تصاویر و مشخصات یک فرد متأهل با فرد دیگری که همسر قانونی وی نیست از طریق اینترنت و چت. محتوای گفتگوها و تبادل تصاویر و مشخصات عموماً در رابطه با مسایل جنسی و صمیمانه است.

خیانت در زناشویی

انواع رابطه عشقی خیانت‌آمیز:

1. رابطه عشقی کورکورانه:

در این نوع رابطه پنهانی فرد به نوعی به عشق اعتیاد دارد. وی به احساسی که در هنگام عاشق شدن به وی دست می‌دهد که همان افزایش ترشح آمفیتامین در بدنش است اعتیاد دارد؛ که معمولاً فرد را غیر منطقی و شیفته می‌گرداند. یک شهوت کورکورانه نسبت به یک فرد هست که در آن عشق بصورت وسواسی، غیر واقعی، آتشین و بی پروا نمود پیدا می‌کند. فرد در این نوع عشق خود را به مخاطره انداخته و به آب و آتش میزند که به وصال معشوق خود برسد. هنگامی که معشوق در کنار فرد عاشق نباشد احساس عذاب می‌کند و هنگامی که معشوق حضور دارد احساس وجد. این نوع رابطه عشقی می‌تواند از چند هفته تا چندین سال به طول انجامد؛ اما پس از گذشت زمان هر دو فرد پی می‌برند که آنطور که تصور میکردند یکدیگر را نمیشناسند و با یکدیگر سازگاری و تفاهم ندارند. در این نوع رابطه فرد از همسر و یا شریک پیشین خود معمولاً جدا می‌گردد.

2. رابطه عشقی تفننی:

این نوع رابطه پنهانی بر مبنای دوستی، تفاهم و مراقبت دو جانبه از یکدیگر شکل می‌گیرد. این نوع رابطه به نوعی گریختن از وظایف، مسئولیت‌ها و فشارهای زندگی روزمره و پناه آوردن به یک فرد جدید است. در این نوع رابطه دو فرد به طور قابل‌ملاحظه‌ای احساساتی می‌باشند و ممکن است که با هم رابطه جنسی برقرار کنند و یا هیچگونه رابطه جنسی با یکدیگر نداشته باشند. در این نوع رابطه دو فرد اعتقاد دارند که فرصتی برای خود شناسی، رابطه جنسی، تجربه اندوزی، مشاوره و مورد پذیرش قرار گرفتن در اختیار آنان قرار می‌دهد. دو فرد در این نوع رابطه بسیار محرم یکدیگر بوده و رازدار می‌باشند. می‌تواند سال‌ها به طول انجامد و یا حتی مادام‌العمر ادامه یابد.

3. رابطه عشقی مقطعی:

این نوع رابطه پنهانی در دوران تغییر و تحول و عبور از یک مقطع به مقطع دیگر زندگی فرد به وقوع می‌پیوندد. میان دو فردی که خواهان تجارب غیر جدی، سرگرم‌کننده و افزایش‌دهنده عزت نفس می‌باشند. بیشتر در هنگام رویدادهای مثبت مانند ارتقاء مقام، ترفیع، پاداش، یافتن شغل جدید توسط همسر، فرزند دار شدن و یا نقل‌مکان به یک خانه جدید حادث می‌گردد. در زمان موفقیت در فرد نوعی احساس شایستگی و کفایت پدید می‌آید که در فرد توقع یک پاداش ویژه را ایجاد می‌کند؛ مانند رابطه برقرار کردن با یک فرد تازه که هم سرگرم‌کننده باشد و هم زیاد سختگیر و مشکل‌پسند نباشد. این حالت در زمان‌های ناخوشایند نیز می‌تواند به وقوع بپیوندد. زمانی که فرد خواهان فردی است که قادر باشد ناکامی، شکست و ناراحتی وی را درک کرده و تسلی خاطر و پشتیبان وی باشد. این نوع رابطه کلاً زودگذر است و عمرش کوتاه است. شاید کمتر از یک سال و بندرت زندگی مشترک فرد را از هم می‌گسلد.

4. رابطه عشقی انتقام‌جویانه:

برخی از زنان از مردان و برخی مردان نیز از زنان نفرت دارند. آن‌ها لذت را در آزار دادن، فریب دادن و بازی دادن دیگران می‌بینند. آن‌ها دروغ‌گویان ماهری نیز می‌باشند. آن‌ها قربانیان خود را معمولاً از میان افراد آسیب‌پذیر، ساده‌لوح و معصوم شناسایی و انتخاب می‌کنند. آن‌ها در ابتدا وعده‌های خوشایندی به طرف مقابل می‌دهند اما در انتها چیزی جز ناکامی، رنجش خاطر و تحقیرشدگی برای قربانی باقی نمی‌گذارند. فرد ابتدای آشنایی خیلی با حیله‌گری و ظرافت به قربانی نزدیک می‌گردد. ممکن است خود را فرد بسیار موفق و یا سرشناس معرفی کند و یا آنکه خود را یک قربانی رقت‌انگیز جا زده و حس ترحم قربانی را بر بینگیزد؛ اما پس از گذشت زمان به تدریج قربانی را ناامید، تحقیر و مطیع خود می‌گرداند. فرد در این رابطه پنهان از همسر و یا شریک پیشین خود جدا نمی‌گردد.

انواع خیانت جنسی:

1. رابطه جنسی رفاقتی:

در این نوع رابطه پنهانی دو فرد با یکدیگر رابطه جنسی داشته و از یکدیگر مانند دو دوست مراقبت می‌کنند. با این حال زیاد با یکدیگر صحبت نمی‌کنند. آن‌ها با یکدیگر خوش بوده و با یکدیگر بودن لذت می‌برند. آن‌ها می‌پندارند که این نوع رابطه پنهانی نه تنها هیچ لطمه‌ای به زندگی مشترک با همسرشان نمی‌زند بلکه تأثیر مثبتی نیز بروی آن می‌گذارد. این نوع رابطه ممکن است سال‌ها به طول انجامد. این رابطه عزت نفس، حس پذیرش، هیجان، خیال‌پردازی، لذت، شیطنت، اشتیاق و ارضای تمایلات جنسی فرد را برآورده می‌سازد.

2. رابطه جنسی ماجراجویانه:

در این رابطه پنهانی نیز رابطه جنسی وجود دارد. یک رابطه مفرح و شیطنت‌آمیز هست. دو فرد برخی اوقات تصور می‌کنند کودک بوده و طرف مقابلشان اسباب بازی هست که به فرد دیگری تعلق دارد. هر دو فرد در این رابطه خود محور بوده و در جستجوی لذت خویش می‌باشند. معمولاً نیز دارای شریک جنسی فراوانی هستند. برای فرد رابطه جنسی یک بازی رقابتی و وسیله ای برای کنترل و سلطه جویی هست. این نوع رابطه به فرد عزت نفس، حس شایستگی، رقابت، هیجان، شیطنت و زیرکی می‌بخشد ولی در نهایت باعث از هم گسستگی زندگی و شرمساری او خواهد گردید.

3. رابطه جنسی مرض گونه:

برخی روابط جنسی پنهان تنها یک شب به طول می‌انجامد. حتی فرد نام معشوقه خود را نیز به خاطر نمی‌سپارد. این‌گونه افراد تنها می‌خواهند چیزی را اثبات کنند و تنها انگیزه آنان ارضاء جنسی هست. در جستجوی روابط جنسی بودن مکرر آنان آشکارکننده احساس تردید به خویش، خشم، انتقام‌جویی آنان هست. در این نوع رابطه فرد از همسر خود جدا نمی‌گردد چون نیازی به این کار ندارد. این نوع رابطه به فرد احساس عزت نفس و قدرت توام با غرور، تسکین، خصومت، تنهایی، برتری و انتقام‌جویی می‌بخشد.

تأثیرات روانی اجتماعی خیانت بر زن و شوهر

احساس ناامنی، سرخوردگی، شک و بدبینی به اطرافیان، ناامیدی و حذف ارزش‌های شخصی از آثار مشترک خیانت روی زن و مرد است. وسواس فکری، اضطراب‌های بی‌دلیل، کج خلقی، خشم و پرخاشگری به دیگران در مواجهه با کوچک ترین فشار از دیگر آثار رفتاری پس از وارد آمدن چنین آسیبی به افراد است. حتی در مواردی یکی از طرفین که تن به ادامه زندگی می‌دهد و همسرش را می‌بخشد، نمی‌تواند چنین مشکلی را در ذهن خود حل کند و برخلاف عقیده و خواست درونی‌اش، دست به عملکردی نسبتاً مشابه می زند تا به فرد مقابل آسیب بزند. البته برخی اشخاص قدرت تطابق بسیار بالا و قدرت پذیرش حذف و شکست دارند و بدون اینکه دچار اختلال روان‌شناختی شوند همسرشان را می‌بخشند یا از زندگی او بیرون می روند.

فردی هم که خیانت می‌کند، چه دیگران متوجه شوند و چه نشوند، از آسیب این عمل خود در امان نمی‌ماند؛ احساس عذاب وجدان، کاهش حس اعتمادبه‌نفس، افسردگی، اضطراب درونی، دیدن کابوس‌های شبانه و بیماری‌های روان‌تنی مثل ناراحتی‌های گوارشی، قلبی و تنفسی از جمله مشکلاتی است که فرد خیانت‌کار را گرفتار می‌کند.

نگارنده سایت در تجربه محدود کاری به عنوان مشاور، خطرناک‌ترین واکنش متقابل یکی از زوجین در زمان احراز خیانت را انتقام و مقابله به مثل زوج دیگر می‌داند که متأسفانه با تصمیم‌گیری زودهنگام و بدون تدبیر در این خصوص، مشکلات اخلاقی اجتماعی صد چندان بر خانواده و رابطه زناشویی تحمیل می‌کند.

ذکر چند نکته (این نکات تجارب کاملاً شخصی نگارنده سایت در این خصوص می‌باشند) مخصوصاً برای زنان الزامی است: (اینکه گفتم زنان، چون طبق آمار شروع اکثر خیانت ها با مردان است)

– رابطه جنسی خارج از خانواده برای مردان با زنان معنای کاملاً متفاوت دارد. اکثر مردان حتی در صورت داشتن زنی بسیار زیبا و خوش‌اندام، در عرض ۶ ماه تا یک سال از لحاظ جنسی جسمی به زن خود کم تمایل می‌شوند و تواتر رابطه جنسی در هفته شاید به یک دفعه هم کاهش یابد و برای حفظ طراوت جنسی و خروج از یکنواختی و حتی کنجکاوی در خصوص رابطه جنسی زنان دیگر، اقدام به رابطه با زنان دیگر می‌کنند. لازم به ذکر است اکثر این مردان از زن و زندگی خود رضایت معقول دارند و این رفتار در اکثر مواقع نشاندهنده عدم علاقه عاطفی و روانی به همسر نیست و بیشتر یکنواختی جسمانی باعث این رفتار می‌شود. متأسفانه چون زنان، این رفتار مرد را به اشتباه، بی عاطفگی و بی علاقگی روانی اجتماعی تلقی می‌کنند با رفتارهای خشن یا مقابله به مثل، سعی می‌کنند فشار روانی وارده را کمتر کنند و باعث مشکلات بیشتر می‌شوند.

– در مراحل اولیه، به هیچ وجه نباید به شریک زندگی یا خانواده خود و همسر چیزی گفت. چون قبح رابطه می‌شکند و اطرافیان بیشتر باعث درگیری و کشمکش می‌شوند تا برقراری اصلاح و آرامش. باید مطمئن شد و از حدس و گمان اجتناب کرد.

– اقدامات عملی برای طنازی مثل پوشیدن لباس‌های جذاب، آرایش های متنوع در منزل، محبت و ابراز علاقه بیشتر به شریک زندگی و حمایت روانی و عاطفی از او به عمل آورد.

– وقت بیشتری برای حضور در کنار همسر گذاشت و مرتب از او سؤالاتی از قبیل (چطور لباس بپوشم یا آرایش کنم خوشت میاد/ چه غذایی دوست داری/ میتونم توی کارهای مربوط به شغلت کمک کنم تا کمتر خسته بشی و غیره) پرسید.

– به هیچ‌وجه ترک منزل نباید انجام شود. گاه برخی زنان با رفتار ناپخته ترک منزل، می‌خواهند اعتراض خود را نشان دهند درحالی‌که این رفتار، چون باعث برملا شدن رفتار شریک زندگی و کاهش اعتبار او در بین فامیل و دوستان می‌شود و از طرفی باعث نزدیکی شریک زندگی به فرد ورود کرده به حیطه زناشویی به عنوان منبع دردل و حمایت می‌گردد روز به‌روز رابطه را در خطر بیشتر قرار می‌دهد.

– از مشاور حرفه‌ای کمک گرفت (بسیاری از مشاوران، حتی الفبای ساده برخورد در این مرحله را نمی‌دانند حتما مشاور حرفه‌ای و ورزیده و دوره‌دیده در این زمینه که متصل به اصول اخلاقی باشد و از این وضعیت سوءاستفاده نکند انتخاب گردد چون گاه دیده‌شده مشاور (مخصوصاً مشاورین مرد) به زنان در این مرحله پیشنهاد دوستی و رابطه با خود می‌دهند و اغلب هم موفق می‌شوند چون وضعیت روانی زنان در این مرحله کاملاً شکننده است!!!!)(ترجیح بنده به عنوان سکس تراپیست، انتخاب مشاور زن برای زنان در این مورد هست به شرطی که مشاور زن دچار افکار فمینیستیک عجیب و غریب نشود و حرکات چکشی پیشنهاد نکند بلکه با همدلی و پختگی، سعی در کاهش یا برطرف کردن بحران داشته باشد)

– در صورت عدم اصلاح رفتار فرد، کم‌کم شک و گمان خود را به طور غیرمستقیم به شریک زندگی ابراز کرده و احتمال خطرات آن را توضیح دهیم؛ مثلاً بگوییم زن همسایه با من درد و دل می‌کرد که همسرش رابطه با زن دیگه برقرار کرده و میخواد به خودش آسیب بزنه یا شاید با کسی دوست بشه و بعد از همسرتان در این خصوص که چگونه می‌توان به زن همسایه کمک کرد راهنمایی بخواهید. پاسخ های همسر، به راحتی دلایل این رفتار همسر و روش‌های مقابله با آن را روشن می‌کند.

– در هیچ مرحله، نباید کودکان در این زمینه دخالت داده شوند یا آگاه گردند.

– در مراحل پیشرفته، موضوع را با همسر در میان بگذارید البته با آرامش و حوصله و از قضاوت و پیش‌داوری قبل شنیدن حرفهای همسر اجتناب کنید.

– به شریک زندگی، فرصت بازگشت به زندگی بدهید و هیچ‌وقت پله‌ای پشت سر را خراب نکنید.

– به خود و رفتارهای خود هم توجه کنید شاید ریشه این قضیه به خود شما برمی‌گردد.

– اول از افراد معتمد، اخلاقی و پخته غیر فامیل مشورت بگیرید تا انسجام و اعتبار بنیان خانواده در فامیل مخدوش نگردد. سپس از خانواده شریک زندگی و در صورت عدم پاسخ، از خانواده خود کمک بگیرید. از خانواده فردی که همسر شما با او رابطه برقرار کرده است در مراحل نهایی کمک بگیرید.

– صحبت با فرد/افرادی که همسر شما با آن‌ها رابطه برقرار کرده است باید در فضای دوستی و بدون تهدید باشد که البته در مراحل آخر صورت می‌گیرد.

– در مراحل پیشرفته، از مقامات قضایی کمک بگیرید.

– در نهایت، طلاق به عنوان یک راهکار را مد نظر داشته باشید چون گاهی هیچ‌کدام از روش‌های فوق پاسخ نمی‌دهند.

– البته می‌توانید با پذیرش این رفتار مرد، به زندگی عادی اخلاقی خود ادامه دهید چون بسیاری از مردان بعد مدتی از این بحران خود را خارج می‌کنند و به آغوش خانواده بر می‌گردند به شرطی که فضای زندگی را برای آنان تلخ نکنیم.

– باید یاد بگیریم هم خود و هم شریک زندگی را ببخشیم چون ژنتیک و یادگیری اکتسابی، در بروز رفتارهای ما خیلی تعیین‌کننده هستند.

منبع: drshamshiri
ویرایش و انتشار: وبسوار

برگرفته از : همه چیز درباره خیانت در زناشویی