سن‌ازدواج و تفاوت‌سنی زن و مرد

سن‌ازدواج و تفاوت‌سنی زن و مرد

[از سری برنامه‌های تلویزیونی گلبرگ- مصاحبه با کارشناس برنامه؛ حجت الاسلام و المسلمین حاج آقا دهنوی]

«بعدی                                                                                                                      قبلی»

چه سنی برای ازدواج آقا و خانم مناسب است و تفاوت سنی چقدر باید باشد؟

خانم اگر سه تا هفت سال کوچک‌تر باشد بهتر است. اگر کمی این طرف و آن طرف‌تر باشد، اشکال ندارد. البته اگر شرایط مطلوب باشد، ما خیلی هم سخت نمی‌گیریم. هم‌سن هم می‌توانند باشند. البته دیگر آن مطلوبت را ندارد. البته همه این‌ها علت دارد که سن خانم از آقا کوچک‌تر باشد و فاصله هم زیاد نباشد مخصوصاً اگر این دو در دو دنیای متفاوت زمانی باشند. خانم در دوران نوجوانی هفده سال و آقا بیست و شش سال. آقا از دوران نوجوانی عبور کرده و فاصله زیاد می‌شود حالا اگر خانم بیست و پنج سال و آقا سی و چهار سال باشد، ما را نگران نمی‌کند ولی صلاح نمی‌دانیم بیشتر از این باشد که این دو از دنیای همدیگر دور باشند. واقعاً برای ازدواج نمی‌توان سن گفت. ما مناطق مختلفی داریم در مناطق گرمسیر بلوغ جنسی خانم و آقا زودتر است و زودتر ازدواج می‌کنند و موفق‌تر هم هستند ما بررسی کردیم میزان طلاق‌هایشان کمتر است. موفق‌تر هم هستند چون پیچیدگی‌هایشان کمتر است ولی در شهرهای بزرگ این جوری نیست و نقش حمایتگری والدین کمتر است. ما معیار میگوییم سن را نمی‌گوییم بلوغ اجتماعی جنسی، فکری، رشد جسمی و روحی، رشد شخصیتی، استقلال فکری، آیا به مادرش وابسته است یا نه، ثبات عاطفی، مدیریت قدرت بحران و این‌ها به طور نسبی است. ما آرمان گرا نیستیم. اگر آقا این شرایط را داشته باشد می‌تواند ازدواج کند.

بعضی مواقع آقایان با خانم شرایط نسبی را دارند ولی مانع دارند مثل: تحصیلات، سربازی، مثل اینکه آقا ترم دو دانشگاه است شش‌ترم دیگر می‌خواهد بخواند و دو سال سربازی دارد و مطلوبیت دوره عقد یک سال است پس بقیه‌اش چی؟ چطور می‌خواهد برنامه زندگی‌شان را تأمین کند. حالا اگر پدر متمکن باشد، مانع برداشته می‌شود ولی بسیاری از خانم‌ها دوست ندارند این جوری وارد زندگی شوند. دوست دارند مردشان مستقل باشد بعد وارد زندگی بشوند یک مقدار امکانات پایین‌تر ولی وام دار پدرش نباشد. اگر وام دار پدرش باشد رگ حیاتی آن‌ها دست پدرش است و استقلال ندارند. زن دوست دارد مردش تکیه گاهش باشد و به مردش تکیه کند. حالا مردی که به پدرش تکیه کرده نمی‌تواند تکیه گاه او باشد و در مورد خانم‌ها، این موانع وجود ندارد. کسانی که به خاطر تحصیل، ازدواجشان را به تأخیر می‌اندازند، این‌طور نیست. نفقه بر عهده مرد است و فقط باید مطمئن بشود که آقا اجازه می‌دهد تحصیلات خود را ادامه دهد. خانمی گفته‌اند من پزشکی می‌خوانم. من در شهر دیگری هستم و شوهرم در شهر دیگری و هردو کار داریم و ما باید پنج سال عقد کرده بمانیم، این دیگر سخت می‌شود. یا اصلاً وارد زندگی بشوند و ازدواج رسمی نکنید ولی از هم دور باشید. دختران زیر هجده سال به خاطر عدم ثبات عاطفی، آقایان در صورتی جواب بله را بدهند که مطمئن بشوند عواطف در انتخابشان حاکم نبوده و عقلانی انتخاب کرده‌اند اگر بر اساس احساساتشان تصمیم بگیرید مشکل ایجاد می‌شود.

چه کار کنیم که عرف سنی ما در همه جا به این موارد کارشناسی که شما اشاره می‌کنید نزدیک بشود؟

استان‌هایی که سن ازدواج در آن‌ها پایین است، مشکلاتشان کمتر است و نظر اسلام هم همین است؛ و سن ازدواج مطلوب همین است. روایت داریم: پدری خوشبخت است که دخترش در خانه او عادت ماهیانه نشود. این‌ها هست و چقدر بر ازدواج سن پایین تاکید شده است. رشد در جامعه‌های مختلف با هم فرق می‌کند. پیچیدگی جوامع و کلان شهرها این قدر زیاد است که اگر جوانی به رشد شخصیتی نرسیده باشد، آن پیچیدگی‌ها دچار مشکلش می‌کند وگرنه اگر یک جامعه، جامعه بسیطی باشد یک جامعه ساده ای باشد و پیچیدگی نداشته باشد مثل روستا، که پدر و مادر فرزند را حمایت می‌کنند. در شهر های بزرگ کم حمایت می‌کنند و چون این مطلوب نیست ما مجبوریم بگوییم این ملاک‌ها را داشته باشید. چون در شهر های بزرگ ازدواج‌های زودرس خیلی مشکلات دارد و همچنین ازدواج‌های دیررس

با اینکه خانم من 19 سال دارد ولی رفتارش بچه‌گانه است و من می‌ترسم که وارد زندگی مشترک با ایشان بشوم، چه کار کنم؟

این سؤال را معمولاً آقایانی در مشاوره مطرح می‌کنند که، سنشان زیاد است یعنی فاصله سنی زیاد با خانم دارند، احتمال دارد با همسرشان فاصله سنی زیاد دارند. ببینید سن بالاست، این آقا دیگر از نوجوانی گذر کردند و عواطف را خرج کردند و بچگی کردند، جوانی کردند و حالا تمام شده است و یک حالت بزرگ‌سالی پیدا کرده‌اند ولی همسرش 19 سال دارند، می‌خواهند بچگی کند، می‌خواهند جوانی کند، عاطفه خرج کنند. از دید آقا این رفتار بچه‌گانه است.

لذا من به عزیزانم و مجردین عرض می‌کنم همه این‌هایی که ما می‌گوییم یک هشدار هم، به مجردهاست که می‌خواهند خواستگاری بروند یا خانم‌هایی که می‌خواهد برایشان خواستگار بیاید. این‌ها را دقت کنند. اگر شما این موارد را در دوره نامزدی پیش گیری کنید، دیگر عقد نمی‌شوید که حالا دغدغه هم بشود و لذا دقت بفرمایید. در بحث ازدواج عرض کرده بودم اختلاف سنی 3 تا 7 سال خوب است که خانم کوچک‌تر باشد. سعی کنید فاصله خیلی زیاد نشود. چون همین مشکل پیش می‌آید. حالا اگر این آقا همین مورد را دارند، ما از ایشان تقاضا می‌کنیم مقداری کوتاه بیایند و سنشان را پایین‌تر کنند تا همسرشان را بیشتر درک کنند و اگر او عشق ورزی می‌کند که از دید شما این رفتار بچه‌گانه است، اشکالی ندارد. بگذارید بچگی کند زیرا الآن تخلیه نشود و انرژی رها نشود، ممکن است این پتانسیل‌ها بعداً مشکل ایجاد کند. خیلی هم، نگران نباشید. چرا میگوییم فرصت دهید، زیرا به تعبیر غربی‌ها که 19 سالگی را دوره نوجوانی می‌دانند ولی من دوره 12 تا 18 سال را دوره نوجوانی میدانم. بر اساس آن تعریف، ایشان هنوز نوجوان هستند و می‌خواهند عاطفه خرج بکنند حتی در بعضی آموزه های دینی ما، حضرات نوجوانی را تا پایان 21 می کشانند. در روایت الولد و سید سبع سنین و عبد مطیع سبع سنین.

فرزند تا 7 سال سید است، تا 7 سال دوم آموزش پذیر است تا 7 سال سوم و زیراست. درباره ولد صحبت می‌کند، که تا 21 سالی فرزند است.

بنابراین با ایشان مدارا کنید. نگران نباشید. انشاء الله وارد زندگی بشوید، شخصیتشان بیشتر شکل می‌گیرد و لطف خدا هم شامل حال شما می‌شود و یک کوچولو نازنین هم به شما بدهند و نقش مادری هم پیدا می‌کنند. خیلی عجیب است من موردی داشتم که می‌گفتند این همسر ما تا خدا به ما فرزندی نداده بود توپ می‌زدند کنار گوشش، بیدار نمی‌شد ولی حالا کوچولو تکان می‌خورد مادر از خواب بیدار می‌شود. این‌ها از عجایب خلقت است. این‌ها لطف خداست. خیلی سخت نگیرید و نگران نباشید. البته به دختر عزیزم هم می‌گویم شما هم همت کنید و شما هم سنتان را بالا بیاورید تا به ایشان نزدیک بشوید. البته سعی کنید که از این مرحله زودتر گذر کنید. یک مقدار نوجوانی کردن خود را مختصر کنید که البته حقتان است نمی‌خواهم حذف کنید. یک مقداری به آن سرعت دهید

سن مطلوب ازدواج در آقایان چند سال است؟

بحث سن در آقایان و خانم‌ها فرقی نمی‌کند. ما نمی‌توانیم در ازدواج، سن خاصی را بگوییم. چون وضعیت آدم‌ها فرق می‌کند. شرایط متفاوت است. ما بیشتر ملاک‌ها را می‌دهیم و یک ترازویی می‌دهیم که جوانان خودشان ببینند ملاک‌های ازدواج را دارند یا ندارند؟ بحث رشد جسمی و روحی است. بحث رشد شخصیتی و اجتماعی است. بحث بلوغ فکری و عاطفی است. ممکن است یک آقایی سنش خیلی بالا نباشد و به همه این رشدها رسیده باشد؛ و آقایی هم باشد که سنش زیاد باشد ولی هنوز به این رشدهایی که عرض کردیم نرسیده‌اند. بحث استقلال فکری است. ما آقایی داریم که بیست و شش سال دارند ولی هنوز به مادرشان وابسته هستند؛ و یک استقلال فکری از خودشان ندارند. معلوم است توی زندگی نمی‌تواند موفق باشد. حالا به یک رشدی هم رسیده، ولی مانع دارد. مثلاً تحصیل می‌کند، در اوایل تحصیل بخواهد ازدواج کند و چهار سال درس دارد و دو سال هم سربازی و در آمد هم که ندارد، این‌ها مانع است. حتی شرایط جغرافیایی موثر است. در شرایط آب و هوایی گرم، زودتر ازدواج می‌کنند و در مناطق سردسیر دیرتر. یا در محیط‌های روستایی و شهر های کوچک سن ازدواج پایین‌تر است ولی در کلان شهرها واقعاً پیچیدگی دارد؛ و مخارج بالا است؛ و سن ازدواج هم بالاتر است. شما خودتان ببینید به یک رشد نسبی رسیده‌اید یا نه؟ بعد ازدواج کنید و زندگی را مدیریت کنید. به آقایان میگویم: همین فرایند ازدواج را باید خودتان مدیریت کنید و از همان اول شروع کنید. اگر این کار را نکنید به دست خاله و عمه و پدر بزرگ و مادر بزرگ می‌افتد؛ و کار بهم می‌ریزد. ولی اگر خودش مدیریت کند در حالی که به همه هم احترام می‌گذارد و نظر همه را هم می‌خواهد و مشورت می‌کند و فرایند را خودش مدیریت می‌کند. ما نمی‌توانیم سن خاصی بگوییم. ببینید این ملاک‌ها را دارید یا نه؟ من فقط یک نکته را عرض بکنم. سن نوجوانی بین 12 تا 18 سالگی است. غربی‌ها اصطلاح «تینیج» (teen age) را بکار می‌برند که بین 13 تا 19 سالگی است ولی با تجربه ای که ما داریم همان بین 12 تا 18 سالگی است. در این دوره سنی پدرها و مادرها و همچنین خود نوجوان دقت کنند، جسم دارد تغییر می‌کند. شناخت عواطف دارد. تغییر می‌کند. فعل و انفعالات نوجوان روی روح و جسم او اثر می‌گذارد و نوجوان یک حالت خاصی دارد، التهاب دارد، شدت عواطف دارد، عدم ثبات عاطفی دارد، تزلزل عاطفی دارد. الآن نوجوان را می‌بینید که خوشحال است و قهقهه میزند، یک ساعت دیگر، زانوی غم در بغل گرفته است. الآن چنان به آینده امیدوار و فردا چنان ناامید. این مقطع‌ها، مقطع‌های مهمی است و تصمیم گیری در آن عُقلایی نیت … مخصوصاً در مورد ازدواج که چون شدت عاطفی دارند، بعد پشیمان می‌شوند؛ و ازدواج‌های زودرس این چنینی، مشکل ایجاد می‌کند. البته ما این را هم رد نمی‌کنیم که ممکن است، جوان هفده ساله هم پیدا بشود که بتواند مدیریت هیجان بکند. او رشد عقلانی خیلی زودرسی داشته است. اگر چنین چیزی بود، ما این را منع نمی‌کنیم. فقط این دوره را هشدار می‌دهیم.

من بیست و هفت سال سن دارم و علاقمند به خانمی هستم که یک سال از خودم بزرگ‌تر است و یک فرزند هم دارد. می‌خواستم ببینم در این ازدواج به مشکل برمی خورم یا نه؟ و آیا به کمال می‌رسم؟

اگر واقعاً خانم شرایط دیگر را دارند و آقا هم کر و کور نشده‌اند و دست از اصول برنداشته‌اند، مشکلی نیست. ولی فقط این نکته است که من بندرت خانواده ای را دیده‌ام که این شرایط را بپذیرند؛ و رضایت دهند و اگر بپذیرند، به خاطر اجبار آقا است. به هر حال ایشان می‌خواهند عروس خانواده شما بشوند و مورد توجه قرارگیرند و ایشان را دوست داشته باشند. تا رضایت والدین را جلب نکرده‌اید، این ازدواج را صورت ندهید. نمی‌خواهم بگویم به کمال نمی‌رسید ولی این مشکل را هم دارد. نکته دیگر این که مسئله سنشان خیلی مشکل ایجاد نمی‌کند. البته خانم باید از آقا کوچک‌تر باشد ولی در سن بالای بیست و پنج خیلی حساسیت نداریم. چیزی که ما را نگران می‌کند این است که، نظر مادرشان باید جلب شود و دیگری اینکه اگر شما حضانت این فرزند را قبول کنید، نکند بعداً سر ایشان منت بگذارید. شما ناپدری می‌شوید. گاهی متأسفانه تحمل فرزند دیگری را ندارید. الآن والدین تحمل بچه های خودشان را هم ندارند، چه برسد به بچه کس دیگری. این را بدانید که این موضوع سنگ راهتان است و بعد این که شما بین فرزندان خودتان و این فرزند تبعیض قائل نشویید؛ و او را مثل بچه خودتان دوست داشته باشید. کار سخت است. اگر شما بتوانید با این مشکلات کنار بیایید، ما این را رد نمی‌کنیم؛ و به این خانم هم میگوییم با آقایی ازدواج کنید که هم‌کفو خودتان باشند و سنشان هم اگر بالا بود اشکالی ندارد و یک بچه هم داشته باشد؛ و اگر خانم یک بچه دارد و آقا هم یک بچه، بالاخره یک جور کنار می‌آیند. همان طوری که آقا می‌خواهد خانم با بچه او کنار بیاید خانم هم همان انتظار را دارد؛ لذا یک توفیق اجباری می‌شود که همدیگر را بپذیرند و بهم توجه کنند. اگر با هم‌کفو خودشان ازدواج کنند بهتر است. ولی آقا، مشکلی با این خانم نخواهند داشت و اگر رضایت مادر را بدست بیاورند، خیلی خوب است و هم خیلی مهم است.

چرا سن مرد باید از زن بیشتر باشد؟

ما با تجربه ای که بدست آورده‌ایم و آرای اندیشمندان در این امر، به این نتیجه رسیده‌ایم که اختلاف سن باید بین سه تا هفت سال باشد. البته این مطلق نیست. به شرطی که شرایط دیگر را داشته باشند. البته مطلوب این است. اگر هم سن هم باشند یا یک سال با هم اختلاف داشته باشند بد نیست. هرچه این طرف تر بیایند، مطلوبیت کمتر می‌شود. ما نمی‌گوییم نامطلوب است. این وحی منزل نیست. به طور کلی خوب است آقا بین سه تا هفت سال بزرگ‌تر از خانم باشد. چرا؟ آقا می‌خواهد خانه و زندگی را مدیریت کند و احتیاج به یک پختگی دارد و خانم چون زود تر به بلوغ جنسی می‌رسد، باید زودتر ازدواج کنند. اگر برعکس شد. این دقت بیشتری می‌خواهد. مثلاً خانم هفت سال از آقا بزرگ‌تر هستند، ما به این دلایل زیر این مسئله را رد می‌کنیم ولی اگر کسی بتواند با این مسائل کنار بیاید، ما حرفی نمی‌زنیم و رد نمی‌کنیم. این مثل اصول اصلی دین نیست. خانم‌ها زودتر به بلوغ فکری و عقلی می‌رسند، این یک چیز ثابت شده ای است. چند ماه بزرگ‌تر، مشکل ایجاد نمی‌کند. سه چهار سال به بعد این مشکلات را دارند وقتی سن خانم از آقا بالاتر باشند، بُعد فکری پیدا می‌کنند. ما دوست داریم قُرب فکری داشته باشند. هورمون‌های جنسی در خانم زودتر فروکش می‌کند و احساس نیاز نمی‌کند ولی هورمون‌های آقا، فروکش نمی‌کند و ممکن است با این رنگارنگی جامعه مشکل پیدا کنند. خانم‌ها در زایمان شکسته می‌شوند و آقایان جوان تر می‌ماند. خانمی می‌گفتند: با همسرم به فروشگاه برای خرید رفتیم. آقای فروشنده پیله کرده بود که خانم، پسر شما دارند اشتباه می‌کنند که این بلوز را انتخاب می‌کنند و خانم می‌گفت: من داشتم آتش می‌گرفتم. خوب چرا این کار را می‌کنید؟ سن خانم که بالاتر باشد جلوی اقتدار مرد را می‌گیرد. یکی از خصوصیات آقایان، اثبات اقتدار است. می‌خواهد مرد باشد. می‌خواهد خانمش به او تکیه کند. البته این با قُلدری فرق می‌کند … خانم در اینجا جلوی اقتدار را می‌گیرد و عرف هم، سن بالاتر خانم از آقا را نمی‌پذیرد و مادر آقا پسر هم نمی‌پسندد. ولی ما رد نمی‌کنیم. شما با علم و آگاهی جلو بروید که اگر مشکلی پیش آمد گیج نشوید و بتوانید مشکل را حل کنید.

آقا دوازده سال از خانم بزرگ‌تر است آیا این ازدواج، مشکل دارد؟

گفتیم مطلوب بین سه تا هفت سال است. اما ما این را رد نمی‌کنیم. این بستگی دارد خانم چه سنی دارد؟ اگر خانم 18 سال دارند و آقا 30 سال دارند، این خیلی مشکل ایجاد می‌کند زیرا این‌ها در دو دنیای متفاوت هستند. دختر خانم در دوران نوجوانی هستند. بعضی‌ها تا پایان 21 سالگی را دوره نوجوانی می‌دانند. آقا در دنیای بزرگ‌سالی است. ما این را تجویز نمی‌کنیم و مشکلات زیادی خواهد داشت. حالا خانم 25 ساله است و آقا 37 ساله، ما در اینجا دغدغه نداریم. چون هر دو در دوره بزرگ‌سالی هستند و بهم خیلی نزدیک هستند؛ و با هم قُرب فکری دارند. حالا اگر دختر 15 سال داشته باشند و آقا ده سال هم بزرگ‌تر باشد، مشکلات زیادی با هم خواهند داشت.

دختر بیست و هشت ساله هستم و خواستگاری دارم که ده سال بزرگ‌تر از من است و خواستگاری دارم که دو سال از من کوچک‌تر است. با کدامیک ازدواج کنم؟

با مورد اول ازدواج کنید. با آقایی که ده سال بزرگ‌تر هستند.

اگر پسر چهار سال از دختر بزرگ‌تر باشد آیا اشکال دارد؟

خیر خیلی هم خوب است. قبلاً گفته بودیم فاصله سنی آقا و خانم بین سه تا هفت سال خوب است.

دختری شانزده ساله هستم و خواستگاری سی ساله دارم. آیا دچار مشکل نخواهم شد؟

به احتمال زیاد دچار مشکل خواهید شد. ایشان شانزده ساله هستند و دوره نوجوانی ایشان هنوز تمام نشده است. آقا در یک دنیای دیگر هستند. دختر خانم یک گلوله عاطفه است. ایشان هنوز هیچ عاطفه ای خرج نکرده است ولی آقا کلی عاطفه خرج کرده است. این‌ها نمی‌توانند همدیگر را درک کنند. واقعاً به صلاح نمی‌دانیم و این ازدواج را توصیه نمی‌کنیم.

جوانی بیست و یک ساله هستم و به خواستگار خانمی رفتم که پنج سال از من بزرگ‌تر است. پدر و مادرم مخالف هستند. ولی خانم همه شرایط لازم را دارند. آیا ممکن است این اختلاف سنی مشکل ایجاد کند؟

من این سؤال را قبلاً عرض کردم. ولی چون مهم است باز آن را تکرار می‌کنم. توصیه ما این است که دقیقاً برعکس این باشد. اگر شما بزرگ‌تر بودید. خیلی خوب بود و مطلوب است. حالا اگر هم‌سن بودید باز مشکلی نبود و حتی اختلاف شش ماه الی یک سال بود و خانم بزرگ‌تر بود اشکالی نداشت. ولی این اختلاف سنی پنج سال خیلی مشکل ایجاد می‌کند. من برای این مشکل هفت دلیل آوردم. 1-خانم‌ها زودتر به بلوغ می‌رسند. خانم رشد عقلانی می‌کنند و شما آن رشد را نکرده‌اید؛ و شما مشکل بُعد فکری می‌شوید ما دوست داریم شما قُرب فکری داشته باشید. یکی از عوامل تنش در زندگی، همین بُعد فکری است که فکر خانم و آقا، بهم نمی‌خورند و بهم نزدیک نمی‌شوند.

علت دیگر این است که هورمون‌های جنسی در خانم‌ها زودتر فروکش می‌کند و در سن بالای چهل و چهل و پنج به سمت سرد مزاجی می‌روند. آقا این جور نیست و ایشان هنوز احتیاج دارند و مشکل پیش می‌آید و ممکن است به خطا بروند؛ و خانم می‌خواهد باردار بشود و این زایمان‌ها برای خانم پیری زودرس می‌آورد و خانم می‌شکند؛ و مهم‌تر از این‌ها، ایشان جلوی اقتدار شما را می‌گیرد. جزء ویژگی‌های منحصر‌به‌فرد آقایان، اثبات اقتدار است. منظورمان قلدری و زورگویی مرد نیست. اقتدار به این معنا که دوست دارد مرد خانه باشد. دوست دارد متکا باشد. دوست دارد خانم او را قبول داشته باشد و به او تکیه کند. الرجال قوامون علی النساء. دوست دارد حالت اقتدار داشته باشد. وقتی خانم بزرگ‌تر است نمی‌گذارد آقا اقتدارش را اثبات کند. نقش مامان را پیدا می‌کنند، نقش نوجوان را برایشان پیدا می‌کند. می‌گوید: دیر نکنی، زود بیایی و معمولاً این جور برخورد می‌کنند؛ و این برای مرد چیز جالبی نیست. گذشته از این، عرف نمی‌پذیرد. خانم و آقا باید وقتی در خیابان راه می‌روند، مردم بگویند: خانم و آقا هستند نه اینکه بگویند: این پسر خانم است. واقعاً چند سال که می‌گذرد مردم فکر می‌کنند پسر اول این خانم است. این قدر اختلاف ظاهر دارند. در ضمن خانواده هم نمی‌پذیرند. ایشان هم گفته‌اند پدر و مادرم راضی نیستند ولی این را بگویم، عرایض ما کلیت دارد ولی عمومیت ندارد. ما می‌گوییم: پسر من، شما این مشکلات را ببین. ممکن است آقای بگوید: من با همه این‌ها کنار می‌آیم البته اگر عقلایی تصمیم بگیرند؛ وگرنه اگر عاشق شده‌اند و کر و کور شده‌اند که اصلاً فکر نمی‌کنند. اگر عقلایی تصمیم بگیرید و ببینید می‌توانید کنار بیایید، ما حرفی نداریم. این مثل بحث دیانت نیست که بتوانیم از آن بگذریم. ما می‌گوییم اگر دو طرف دین دار نباشند، نمی‌توانند با هم زندگی کنند؛ و دچار مشکل می‌شوند. ما این‌ها را می‌گوییم که شما عاقلانه جلو بروید.

البته ما موارد داشته‌ایم، خانمی بیست و پنج ساله می‌خواهند با آقای پنجاه ساله ازدواج کنند و می‌گویند من مشکلی ندارم و دوست دارم و این جور آدم‌ها هم هستند و این استثنا هم دارد.

پسری دوازده ساله هستم و می‌خواهم ازدواج کنم. نظر شما چیست؟

به نظر ما شما باید صبر کنید چون در دوران نوجوانی هستید و رشد عقلانی و فکری و از نظر رشد اجتماعی صلاح نمی‌دانیم شما باید فعلاً درس بخوانید.

پسری بیست و دو ساله مردد بین دختر خانم بیست و سه ساله و دختر هیجده ساله که هر دو داری شرایط مساوی هستند هستم؟ راهنمایی بفرمایید.

قطعاً دختر خانم هیجده ساله برای ایشان مناسب‌تر است.

اگر دختر و پسری از همه لحاظ باهم جور باشند ولی هم سن باشند. آیا در ازدواج مشکلی پیش می‌آورد؟

خیر. هم‌سن بودن مشکلی ندارد.

اختلاف سنی حضرت رسول (ص) با حضرت خدیجه (س) که بیش از پانزده سال است را چگونه توجیه می‌کنید؟

گفته بودیم بهتر است آقایان بین سه تا هفت سال از خانم‌ها بزرگ‌تر باشند و گفتیم برعکس آن مشکلاتی را ایجاد می‌کند. بعد از این، سؤال‌ها و پیامک های زیادی آمده بود که شما درباره ازدواج حضرت رسول (ص) و حضرت خدیجه (س) چه می‌گویید؟ می‌دانید در باره سن حضرت خدیجه هم اختلاف وجود دارد. بیست و هشت سال و سی سال هم گفته شده ولی مشهور فقها همان سی و نه سال و چهل سال را قبول دارند. ازدواج حضرت واقعاً استثنا بوده است. از جهات مختلف استثنا بوده و ما هم از با استثناء مشکلی نداریم. یادم هست شما پیامکی خواندید که خانمی گفته بودند من سیزده سال از شوهرم بزرگ‌تر هستم و مشکلی با هم نداریم. به جزء اختلاف سنی، حتی خواستگاری ایشان هم خلاف عرض بنده است؛ و یک چیز غیر عادی که همه آن را به سخره گرفتند این بود که حضرت خدیجه مهریه خودشان را از مال خودشان برداشتند. در آن هنگام این استثناء بوده است. عزیزان اگر ما تاکید می‌کنیم که خوب است اختلاف سنی بین سه تا هفت سال باشد و باید نداریم، به خاطر مشکلاتی است که بعداً پیش می‌آید. اگر کسی بتواند این مشکلات را رفع کند مثلاً این که آقا به این خانم وفادار بمانند و با کاهش هورمون‌های خانم کنار بیایند. حریم خانواده را نشکنند. اگر چنین چیزی شد اشکالی ندارد. این همان چیزی است که در زندگی حضرت رسول و حضرت خدیجه پیش آمد. شما عشق و وفاداری حضرت رسول را ببینید. تا زمانی که حضرت خدیجه در قید حیات بودند، آقا ازدواج نکردند. سال‌های سال، با صفا و محبت، با هم زندگی کردند؛ و چقدر حضرت رسول، به حریم خانواده ارج می‌نهادند. اگر این‌ها باشد ما دغدغه ای نداریم. به شما آقا پسری که سنتان پایین‌تر از دختر خانم است و به دختر خانمی که سنتان بالاتر از آقا پسر است عرض می‌کنم: اگر شما آقا پسر بتوانید پایتان را، جا پای حضرت بگذارید و دختر شما دختر خانم هم بتوانید، پایتان را، جا پای حضرت خدیجه بگذارید، ما هیچ دغدغه ای نداریم. نه ما اصلاً نمی‌خواهیم بگوییم خودتان را جای پیامبر بگذارید چون نمی‌شود. شما پنجاه درصد از معرفت آن‌ها را داشته باشید کافی است. نه، سی درصد معرفت آن‌ها را پیدا کنید هر جور که خواستید ازدواج کنید. شما آقای عزیز که بیست سال دارید، سی درصد از معرفت رسول خدا را پیدا کن و با خانم چهل ساله ازدواج کن. مشکلی ندارد؛ و دختر خانم‌ها هم همین‌طور. که فردا سر و گوشتان نجنبد و کانون خانواده به خطر نیفتد؛ و کم نیاورید و حریم خانواده را خراب نکنید. ما اگر می‌گوییم فقط به خاطر مشکلاتش است و هستند کسانی که توانسته‌اند با سیزده سال اختلاف سنی، که خانم از آقا بزرگ‌تر است، زندگی خوبی داشته باشند؛ و مشکلی هم ندارند. یعنی مردش آدم وفاداری بوده است و اگر این مشکلات حل بشود ما دغدغه ای نداریم.

پسر بیست و یک ساله ای هستم و می‌خواهم با دختر عمه‌ام که بیست و پنج ساله است ازدواج کنم. شرطی گذاشته‌اند که هر چه من بگویم باید گوش کنی. چه کار باید کنم؟

گفته بودیم که آقایان باید در مورد زن سالاری خانم‌ها سؤال کنند. زیرا مردان یک ویژگی بنام اقتدار دارند نه قُلدری و زورگویی. می‌خواهد تکیه گاه همسرش باشد و همسرش او را قبول داشته باشد. این حرف خانم رایحه خوبی ندارد. یعنی این خانم می‌خواهد جلوی اثبات اقتدار این آقا را بگیرد؛ و سن بیشتر خانم دغدغه ما را بیشتر می‌کند. بهتر است خانم سه تا هفت سال کوچک‌تر از آقا باشد؛ و اگر برعکس باشد هشت اشکال دارد و یکی از آن اشکالات این بود که جلوی اقتدار مرد را می‌گیرند. دغدغه ما در مورد این خانم بیشتر است. اگر هم‌سن بودند و این شرط را می‌گذاشتند، جالب نبود. ولی حالا که چهار سال بزرگ‌تر هستند، دغدغه ما بیشتر می‌شود. اگر شما چنین روحیه ای را دارید، می‌توانید قبول کنید و ما حرفی نداریم.

درباره سن حضرت خدیجه و حضرت محمد (ص) توضیح دهید. آیا این می‌تواند الگوی ما باشد؟

بله ایشان الگوی ما هستند. ازدواج ایشان یک استثنا بوده است. ما زندگی‌مان را بر اساس استثنائات بنا نمی‌کنیم. هیچ عاقلی این را نمی‌پذیرد که قاعده عام و کلی را رها کند و به یک قانون استثنا و خاص بچسبد. حضرت باید با خانمی ازدواج می‌کردند که بتواند با اهداف او هماهنگ باشند. در سختی‌ها کنار حضرت باشند و بردبار باشند و حضرت خدیجه ویژگی‌هایی داشتند از جمله دارایی ایشان بود که می‌توانیم بگوییم ثروتمندترین زن قریش بود. این به اسلام کمک می‌کرد و علاوه بر این ایشان بنام طاهره معروف بودند زیرا بسیار پاک‌دامن بودند. این ازدواج حکمت خاصی داشته است. در ضمن برای ایشان کفوی پیدا نمی‌شده است و خدیجه شایستگی ازدواج با حضرت را داشتند. در جهات دیگر هم این ازدواج غیر عادی بوده است. به جز بحث سن، در ابعاد دیگر هم استثنا بوده است. یکی اینکه حضرت خدیجه از به پیامبر خواستگاری کردند و در ان زمان خیلی عجیب بوده است و الآن هم غیر معمول است. دیگر اینکه ایشان خودشان مهریه‌شان را بعهده گرفتند. این دیگر خیلی عجیب بود و بعضی‌ها تمسخر کردند و طعنه می‌زدند. ازدواج حضرت نمی‌تواند برای ما الگو باشد. نظر من این است که سن خانم‌ها سه تا هفت سال کوچک‌تر باشد. هشت دلیل آورده‌ام. البته این‌ها وحی منزل نیست و شروط اساسی ازدواج نیست بلکه شروط کمال است. حالا اگر سنشان بالا رفت، یک سال هم خانم بزرگ‌تر باشد، ما سخت نمی‌گیریم چون به رشد عقلی رسیده‌اند. یکی از علت‌هایی که خانم نباید از آقا بزرگ‌تر باشد این است که رشد عقلانی خانم خیلی زودتر از آقا اتفاق می‌افتد و اگر این برعکس شود، این دو با هم بُعد فکری پیدا می‌کنند و ما می‌خواهیم این دو با هم قُرب فکری داشته باشند. یکی دیگر اینکه خانم که سنش بالاتر است، دنیا دیده تر است و تجربیات بیشتری دارد و نقش مادر را پیدا می‌کند؛ و جلوی اقتدار آقا را می‌گیرد. یکی دیگر این که در سنین بالا که هورمون‌های خانم کاهش پیدا می‌کنند و ممکن است غریزه جنسی آقا برآورده نشود و دیگر اینکه در هر زایمان، خانم شکسته تر می‌شود. در ضمن عرف هم نمی‌پذیرد و مادر آقا پسر هم این عروس را نمی‌پسندد و اگر او را اجبار کنند، عروس را دوست ندارد و او را تحویل نمی‌گیرد و در سن بالا، خانم نشاط خودش را از دست می‌دهد و ممکن است سر و گوشش آقا بجنبد و این باعث رنجش خانم می‌شود. در حقیقت این‌ها که ما می‌گوییم به نفع خانم است چون خانم حس تملک دارد و می‌خواهد شوهر مال خودش باشد. حالا اگر کسانی پیدا شدند که می‌توانند این مشکلات را حل کنند، ما حرفی نداریم. ما می‌گوییم این مشکلات را بدانید و بعد وارد زندگی بشوید. اگر جوانان بتوانند آرامش گر هم باشند، ما مشکلی نداریم. اگر مشکلات را حل کنند، می‌توانند آرامش گر هم باشند. پیامبر و خدیجه آرامش گر هم بودند. این ازدواج نمی‌تواند مستند ما باشد چون حضرت ازدواج‌های دیگری هم داشتند مثلاً حضرت با عایشه ده ساله هم ازدواج کردند. چرا این ازدواج را الگو قرار نمی‌دهید؟ این ازدواج پیامبر هم نکته داشته و استثنا بوده است. چرا شما به امامان نگاه نمی‌کنید. همه آنان همسرانشان از خودشان کوچک‌تر بوده‌اند. چرا به آن‌ها نگاه نمی‌کنید؟ شما کلیت را رها می‌کنید یعنی جمع بزرگی که الگوی ما هستند را رها می‌کنید و به سراغ یک مورد میروید. حتی در مورد خواستگاری حضرت، آیا الآن خانم‌ها به خواستگاری آقایان می‌روند؟ در مورد مهریه چه می‌گویید؟ حضرت خدیجه دو ازدواج قبلی داشته‌اند و فرزندانی هم از این ازدواج داشته‌اند. این را چه میگویید؟ آیا این را الگو قرار می‌دهید؟ این تاکید درست نیست.

تجربه من نشان می‌دهد که این اختلاف سنی مشکل جدی ایجاد می‌کند به خصوص موردی که خانم جلوی اقتدار آقا را می‌گیرد؛ و نمی‌گذارند آقا، نقش اتکایی داشته باشد. این یک واقعیت است. تجربه ما نشان می‌دهد که 90 درصد این ازدواج‌ها مشکل ایجاد می‌کند. البته هیچ عامی نیست که تخصیص نخورد.

درباره ازدواج‌های مکرر پیامبر، مستشرقین برداشت‌های اشتباهی از این ازدواج‌ها داشته‌اند، شما درباره این موضوع توضیح دهید.

درست می‌فرمایید. مستشرقین به علت ضعف آگاهی و به جهت عناد و غرض ورزی برداشت‌هایی کرده‌اند و تهمت‌هایی به رسول گرامی اسلام زده‌اند که ازدواج‌های مکرر و متنوع ایشان، جنبه شهوت رانی داشته است در‌حالی‌که این یک تهمت بزرگ و بی انصافی است. الآن هم در اینترنت بعضی‌ها به جهت عناد این را مطرح می‌کنند. می‌خواهند به اسلام اشکال بگیرند و به طرفداری از مسیح که ایشان ازدواج نکرده‌اند و پیامبر یازده ازدواج کرده‌اند. البته مستشرقین قرن اخیر، متوجه اشتباه خودشان شدند و عذر خواهی کردند. مستشرقینی که منصف‌تر و اسلام شناس بوده‌اند، کتاب نوشتند و معذرت خواهی کردند. مثل جان پورت که کتابی هم در این زمینه دارد بنام عذر تقصیر به پیشگاه محمد و قرآن. ایشان کتاب نوشتند و از طرف پیشینیان عذر خواهی کردند. کتاب خیلی گویایی است. کارلای می‌گوید: محمد هرگز شهوت پرست نبوده و این تهمت بزرگی است. من چند دلیل برای ازدواج مکرر پیامبر، جهت روشن شدن ذهن جوانان می‌آورم. پیامبر در سن بیست و پنج سالگی ازدواج کردند و تا این زمان، هیچ گونه رابطه ناشایست جنسی، از محمد ندیده بودند؛ و پاک و مطهر مانده است. دوم اینکه در سن بیت و پنج سالگی با یک خانم چهل ساله ازدواج کرده است. اگر ایشان شهوت‌ران بودند با یک خانم چهل ساله ازدواج نمی‌کردند؛ و با یک جوان با نشاط‌تری ازدواج می‌کردند. در ضمن ایشان تا پایان عمر خدیجه، ازدواجی نداشتند. تا پنجاه و سه سالگی ازدواجی نداشتند؛ و جالب این است که ده مورد ازدواج ایشان بین پنجاه و سه سالگی و شصت‌و‌سه سالگی بوده است. چه کسی می‌آید عنفوان جوانی را کنار بگذارد و در این سن به این کارها روی بیاورد. بعضی از همسران پیامبر مثل اُم‌سلمه و زینب پنجاه سال عمر داشتند. اگر دنبال شهوت‌رانی بودند نمی‌آمدند با خانم پنجاه ساله ازدواج کنند. به تایید تمام همسران پیامبر به ویژه عایشه که جوان‌ترین همسر پیامبر بوده است، رفتار جنسی پیامبر با‌متانت و موقرانه بوده است. همه این‌ها نشان می‌دهد که این تهمت و بی انصافی است. هر کدام از ازدواج‌های حضرت حکمت و دلیل داشته است. چند مورد را من عرض می‌کنم. موردی بوده که حضرت ازدواج کردند تا قدرت اسلام بیشتر بشود و این حکومت نوپا تثبیت بشود. مثلاً با جُبیره که از قبیله بنی مطلق بودند. وقتی پیامبر با او ازدواج کرد بیشتر قبیله مسلمان شدند. گاهی به خاطر این بوده که جلوی توطئه دشمنان گرفته شود. در آن زمان عرف بوده که اگر کسی داماد قبیله ای می‌شد، این از خودشان بوده و با او وارد جنگ نمی‌شدند. با اُم حبیبه دختر ابوسفیان ازدواج کردند و فشارها روی مسلمانان کم شد. بعضی موارد برای سرپرستی بوده است. اُم سلمه که پنجاه سال عمر داشت، در مدینه غریب بود و سرپرست چهار یتیم بود و شأن بالایی داشت و با کسی ازدواج نمی‌کرد. در مواردی برای حمایت بوده است. خانمی مسلمان می‌شده، شوهرش او را طلاق می‌داده و قبیله‌اش او را ترک می‌کردند و پیامبر با او ازدواج می‌کرده و در ضمن خانم شأن بالایی داشته و تن به ازدواج با هرکسی نمی‌داده است. گاهی مبارزه با بدعت‌ها بوده است. پیامبر به دستور خدا با زینب دختر حارثه، که فرزند خوانده خودش بود ازدواج کرد تا این فکر غلط که شخص نمی‌تواند با همسر مطلقه فرزند خوانده‌اش ازدواج کند را از بین ببرد. ازدواج با خانم مسیحی و سوده هم دلیل داشته است. اتفاقاً در این ده سال پیامبر مشغله بسیاری داشته و باید رسالت را به سامان می‌رسانده است. پیامبر شما پیامبر خوبی بوده است. نباید از مستشرقین غرب تأثیر بپذیرید.

من از شوهرم چند سال بزرگ‌تر هستم. مشکلات فراوانی هم دارم. حالا بعد از چند سال زندگی، چه کار باید بکنم تا مشکلاتم کمتر بشود؟

ما هشت مشکل احتمالی را مطرح کرده بودیم و گفته بودیم ممکن است پیش بیاید. این خانم‌ها و آقایانی که این طوری ازدواج کرده‌اند، باید سعی کنند مشکلات را از بین ببرند یا به حداقل برسانند. خانم‌ها چند سال زودتر از آقایان به رشد عقلی می‌رسند و حالا اگر خانم از آقا بزرگ‌تر باشد، طبیعی است که رشد عقلانی‌اش بیشتر است، اینجا چون بُعد فکری پیدا می‌کنند، ما به این خانم‌ها می‌گوییم شما سعی کنید چند سالی سن عقلی‌تان را پایین‌تر از سن تقویمیتان بیاورید که از لحاظ عقلانی با همسرتان مساوی بشوید تا قُرب فکری پیدا بکنید و همسرتان را بیشتر درک بکنید. خانمی که چند سال بزرگ‌تر است نقش مادر را ایفا می‌کنند. چند تا پیراهن بیشتر پاره کرده و ناخودآگاه مدیریت را در زندگی از مرد می‌گیرند و مرد خوشش نمی‌آید و جلوی اقتدار مرد را می‌گیرند. برای مرد مادری کند و نصیحتش می‌کند و از او انتقاد می‌کند و امر و نهی می‌کند. خانم آقا را تربیت می‌کند. طبیعی است که او مرد است و دوست دارد مدیر باشد و می‌خواهد مسئول خانواده باشد. مدیریت خانه با خانم است و مدیریت کارهای بیرون و کلان با آقا است. خانم‌ها اجازه بدهند که مردشان، مردانگی کند. خانم‌ها بعد از بارداری به کتاب‌ها مراجعه کنند تا نشاط و شادابیشان را حفظ کنند. چون خانم‌هایی که سنشان از مردشان بیشتر است، بیشتر حرص می‌خورند چون از مردشان مواردی را می‌بینند و حرص می‌خورند. حساسیت‌هایتان را کمتر کنید. در سنین بالا چون هورمون‌های زنانه فروکش می‌کند، ممکن است به غریزه‌ها مردشان توجه نکنند این قضیه را جدی بگیرد. در اینجا قیاس به نفس می‌کند و فکر می‌کند چون خودش احتیاج ندارد، مردش هم احتیاج ندارد. این غریزه مرد تا آخر عمر باقی می‌ماند؛ و این هم حکمت دارد. سلایق و علایق این دو با هم فرق می‌کند. برای اینکه مشکلاتتان کمتر بشود، علایق مردتان را در نظر بگیرید و از سلایق خودتان پایین بیایید و با همسرتان هم سطح بشوید. خانم‌ها در سن بالاتر حالت انفعالی دارند ولی آقایان در سن پایین‌تر فعال‌تر هستند. شما چاره ای ندارید که فعال‌تر بشوید. آقا سنش کمتر است می‌خواهد رفت و آمد کند و به مسافرت برود. البته این‌ها کلیت دارد ولی عمویت ندارد. ممکن است خانمی سنش خیلی بالا باشد و علاقه به مسافرت هم داشته باشد ولی یک حالت انفعالی در آن‌هایی که سنشان بالاتر است، وجود دارد. خانم‌ها از این جهت هم همراه بشوند. خانم‌هایی که سنشان بالاتر است، انعطاف‌پذیری‌شان هم کمتر است و آقایی که سنش پایین‌تر است، انعطاف‌پذیرتر است. ما توصیه می‌کنیم خانمی که سنش بالاتر است کمی انعطاف به خرج بدهد. در پیشنهاداتی که مرد به آن‌ها می‌کند، خیلی سخت نگیرند. در اشتباهاتی که مردشان می‌کند، انعطاف داشته باشند. خیلی قاطعیت نداشته باشند. اگر این نکات مد نظرتان باشد، مشکلات کمتر می‌شود و زندگی خوبی خواهید داشت. اگر ما هشدار دادیم برای این بود که بگوییم این مشکلات هم هست. در اینجا آقایان هم وظیفه دارند به نیازهای همسر خودشان برسند و معرفت خودشان را بالا ببرد. تقوی خودشان را بیشتر کنند. این جلوی بیراهه رفتن شما را می‌گیرد. یک معرفتی شبیه رسول اکرم که پانزده سال از همسرشان کوچک‌تر بودند و تا آخر عمر به ایشان وفادار ماندند. زندگی پر از عشق و صمیمیت داشتند و با آن تقوی، هیچ گاه به بیراهه نرفتند.

اختلاف سنی در ازدواج باید چند سال باشد تا آن ازدواج موفق باشد؟

بهتر است خانم بین سه تا هفت سال از آقا کوچک‌تر باشد چون رشد عقلانی خانم‌ها زودتر شکل می‌گیرد و بلوغ جنسی خانم‌ها هم زودتر شکل می‌گیرد و باید نیازهای خانم‌ها زودتر پاسخ داده شود اما عدد سه تا هفت، وحی مُنزَل نیست و اصول ثابت صد درصدی نیست و این عدد قابل انعطاف است. مثلاً امکان دارد در جایی هشت سال باشد و در اینجا اگر بقیه موارد، مطلوب و محیا باشد، هشت سال تفاوت هم خوب است یا تفاوت یک سال هم خوب است و مشکلی پیش نمی‌آورد ولی اگر اختلاف سنی بیشتر از این‌ها باشد خوب نیست مثلاً خانم هجده ساله با آقای بیست و هشت ساله مشکل پیدا می‌کند ولی خانم بیست و پنج ساله با آقای سی و پنج ساله مشکلی ندارند در صورتی که اختلاف سنی هردوی آن‌ها ده سال است در اولی خانم هجده ساله یک نوجوان است و می‌خواهد بچگی کند یا شور و نشاط زیاد دارد ولی آقا تقریباً این مراحل را گذرانده است. در مثال دوم خانم و آقا مال یک دنیا هستند و می‌توانند با هم کنار بیایند. اگر خانم سه تا هفت سال از آقا بزرگ‌تر باشد مشکل ایجاد شده و ما هم مخالف هستیم چون در اینجا خانم، جلوی اقتدار مرد را می‌گیرد و دائماً امر و نهی می‌کند و مادر آقا می‌شود. مثلاً به او می‌گوید: دیر نکنی، نان یادت نره و از این امر‌و‌نهی‌ها که مرد هم از آن‌ها ناراحت می‌شود و چون خانم چند سال بزرگ‌تر است، تجربه‌ی بیشتری دارد و رشد عقلانی او هم بیشتر است پس خانم مدیریت می‌کند و این بد است زیرا مدیریت با آقا است و اقتدار مرد شکسته می‌شود. در اینجا جایگاه‌ها عوض می‌شود و نیز خانم بالای بیست و هفت سال با یک زایمان شکسته شده و شادابی خود را از دست می‌دهد ولی آقا سه یا چهار یا پنج سال کوچک‌تر است پس بانشاط تر است و امکان دارد، خدای نخواسته سر و گوشش بجنبد و دچار مشکل شود و با تمام این حرف‌ها خانم‌ها، رنج خواهند برد. در سنین بالا هورمون‌های جنسی خانم فروکش می‌کند و وقتی خانم کوچک‌تر باشد سال‌های بیشتری به نیازهای آقا جواب می‌دهد چون نیازهای غریزی مردان تا آخر عمر ثابت می‌ماند و با این مشکل آقا سال‌های سال‌ها از این نیاز محروم می‌شود و مشکلات به وجود می‌آید. بعضی افراد می‌گویند که مادر پسر خودش به خواستگاری آمده ولی بعداً حمایت نکرده و عرف هم نمی‌پذیرد. وقتی زوجی در جمع قرار می‌گیرند باید دیگران متوجه شوند که آن‌ها زن و شوهر هستند و نه برادر با خواهر بزرگ‌تر. خانمی می‌گفتند که من هفت سال از شوهرم بزرگ‌تر هستم. یک روز برای خرید به مغازه ای رفتیم و مغازه دار لباس‌های زیادی روی پیشخوان گذاشت و به شوهرم توصیه می‌کرد که فلان لباس را بردار چون خیلی خوب است و در این میان دائماً به من هم می‌گفت: شما شاهد باشید که من چه قدر به پسرتان اصرار می‌کنم و پسرتان قبول نمی‌کند، مادر بعداً گله نکنید و من در آنجا داشتم می‌ترکیدم و نمی‌توانستم بگویم که این آقا، شوهرم است و این برای خانم‌ها خیلی سخت است. دو سوم جامعه‌شناسان اعتقاد دارند که بزرگ‌تر بودن خانم‌ها اشتباه است. البته این کار یک پدیده‌ی نوظهور است که بعد از بیست سال می‌توان به نتیجه رسید.

«بعدی                                                                                                                 قبلی»

منبع: ch3.iribtv.ir

ویرایش و انتشار: وبسوار

سن‌ازدواج

سن‌ازدواج

سن‌ازدواج و تفاوت‌سنی زن و مرد,سن‌ازدواج و تفاوت‌سنی زن و مرد,

برگرفته از : سن‌ازدواج و تفاوت‌سنی زن و مرد