شکست شغلی فرصتی برای موفقیت

شکست شغلی فرصتی برای موفقیت

شکست در کسب و کار


شکست، سکوی پرتاب به سوی موفقیت

توماس واتسن، مؤسس IBM می‌گوید: “اگر می‌خواهید میزان موفقیت‌تان را بالا ببرید، شکست‌هایتان را دو برابرکنید!” وقتی می‌خواهید تأثیری شگرف در محل کار خود بگذارید و مرکز توجه باشید، ممکن است با شکست‌های کوچک و بزرگ از هدف خود جا بمانید.
اما طریقه‌ی برخورد شما با شکست‌هایتان همان چیزی است که به موفقیت‌تان کمک می‌کند.

آیا آنقدر باهوش هستید که بتوانید از شکست‌هایتان درس بگیرید؟
شکست‌های شغلی جزئی از کارتان است، اما اگر درست با آن برخورد کنید، می‌تواند در طولانی مدت موفقیت‌های بزرگی عایدتان کند.

شکست، سکوی پرتاب به سوی موفقیت

دکتر کارسون معتقد است: موفقیت بزرگ شغلی با خود، خطرهای اجتناب ناپذیری به همراه می‌آورند و این خطر ها نیز به نوبه خود با احتمال شکست مواجه‌اند. با این حال احتمال شکست نباید مانعی برای رسیدن به موفقیت‌های بزرگ شغلی و دنبال کردن آرمان‌های بزرگ تلقی شود.

سیلویا گافنی، مدیر یک شرکت بازاریابی و مشاوره حرفه‌ای در این زمینه می‌گوید: «این که کسی تلاش می‌کند به کار پرخطری مبادرت ورزد به نوع دید او نسبت به شکست بستگی دارد. این دید یک امر کاملا شخصی است. برای آنها که دوست دارند از تجربیات مختلف درس بیاموزند، این تجربه حتی اگر به بهای شکست باشد باارزش است، چون درس‌های مفیدی به آنان خواهد آموخت.»
وی می‌افزاید: «شکست را می‌توان نوعی بینش درونی یا باور درونی دانست. اتفاقاتی که برای ما می‌افتند آنقدر مهم نیستند که نحوه نگرش ما و واکنش ما به آنها از اهمیت بر خوردار است. هر شکست و ناکامی، موقعیتی مغتنم برای تجربه اندوزی و استفاده آتی از آن تجربیات برای رسیدن به موفقیت است.»

دلايل شكست كسب و كار

چرا يک کسب و کار با خطر شکست مواجه است؟
موفقيت در کسب و کار هيچگاه بصورت خودبخودي و يا بر اساس شانس نيست و همانطور که گفته شد اين موفقيت اصولا به سازمان‌دهي و بصيرت فرد بنیانگذار کسب و کار بستگي دارد و تضميني براي آن وجود ندارد.
شروع يک کسب و کار هميشه مخاطره‌پذیر است و شانس موفقيت اندک مي‌باشد. بنابر گزارش اداره کسب و کارهاي کوچک در آمريکا (SBA) بيش از 50% کسب و کارهاي کوچک در سال‌هاي اول با شکست مواجه شده و 90% آنها در 5 سال اول از بين ميروند. با بيان اين موارد قصد ترساندن شما را نداريم بلکه مي خواهيم شما را براي مسير پر فراز و نشيبي که در پيش داريد آماده کنيم.

مایکل امس (Michael Ames) در کتاب خود به نام “کنترل کسب و کار کوچک” دلايل زير را براي شکست اين نوع کسب و کارها بيان کرده است:
● عدم وجود تجربه
● نداشتن سرمايه کافي
● نداشتن جايگاهي مناسب
● عدم وجود کنترل قوي
● سرمايه گذاري بيش از اندازه در دارائيهاي ثابت
● قراردادهاي اعتباري ضعيف
● استفاده شخصي از سرمايه هاي تجاري
● رشد بدون انتظار

گوستاو برلی (Gustav Berle) دو دليل ديگر در کتاب خود بنام “کسب و کار را خود بر عهده بگيريد” به اين دلايل اضافه ميکند:
● رقابت
● فروش پائين

● ناچيز پنداشتن مشکلات شروع يک کسب و کار يکي دیگر از بزرگ‌ترين موانع کارآفريني است. در هر صورت اگر صبور باشيد و به سختي کار کنيد به موفقيت دست مي‌يابيد.

شکست شغلی

تکنیک‌های مقابله با شکست‌های شغلی
در این مقاله قصد داریم ضمن آشنایی با دلایل شکست در کسب وکار، تکنیک‌هایی به شما آموزش دهیم که از طریق آنها بتوانید شکست‌های کاریتان را رفع کنید.

1- مدیریت زمان تحویل کار یا پروژه
وقتی فرجه‌ای را از دست می‌دهید، احساس ناراحتی و خستگی به شما دست خواهد داد، اما سعی نکنید با این تغییر اخلاق، همه را از این شکست باخبر کنید. اگر مرتباً رئیستان به خاطر تحویل ندادن به موقع کار به شما گوشزد می‌کند، حتماً باید دوره‌های مدیریت زمان را بگذرانید.
اما اگر می‌خواهید تا انبوهی از کار را در یک زمان بسیار کوتاه و ناکافی به اتمام برسانید، باید منتظر شکست باشید.
نکته: به غریزه‌تان اطمینان کنید. اگر احساس می‌کنید که زیر فشار انبوهی از کار کمرتان خم شده است، در موردش صحبت کنید. در چنین مواقعی خوب است تا مسائل را با رئیستان درمیان بکذارید تا فرجه‌ی شما را برای اتمام کار بیشتر کند.

2- مدیریت اختلاف و مشاجره با همکاران
در این دورانی که اکثر کارها به صورت گروهی و جمعی انجام می‌گیرد، پیش آمدن اختلاف با همکاران و مشاجره و بگو مگو با رئیس، جزءِ شکست‌های کاری به حساب می‌آید.
نکته: سعی کنید به جای جانب‌گیری در مواقع پیش آمد اختلاف، به دنبال زمینه‌های مشترک باشید. اگر لازم است که سرپرستتان را هم در جریان بگذارید، به او بگویید که چطور اختلافات بین تیم بر بازدهی شما تاثیر منفی می‌گذارد.
به یاد داشته باشید که انتقاد از کارتان به این معنا نیست که همکاران یا مشتریانتان شما را به عنون یک فرد نشانه گرفته‌اند. اگر شما حین ارائه خدمات به یک مشتری مهم، خطا کردید، دلیل بر این نیست که شما کارمند بدی هستید و کارهای نیک قبلیتان را نیز از بین نمی‌برد. اگر از شما انتقاد شد، ناراحت نشوید سعی کنید آن را بپذیرید.

3- پرهیز از قصور در تعهد
محصول مورد نیاز مشتریتان سر وقت آماده نشده یا تحویل داده نشده است. البته مشکل خدماتی بزرگی است و نمی‌دانید که چطور باید رابطه‌تان را از خطر نابودی نجات دهید.
نکته: با مشتریانتان صادق باشید و به آنها بگویید حاضر به انجام هر کاری هستید تا مشکل برطرف شود. هیچوقت سعی نکنید مسائل را با سیاست لاپوشونی کنید. مشتریان شما نیز انسان هستند و از تلاش صادقانه‌ی شما خرسند خواهند شد و دفعه‌ی بعد که باز کاری را پیش شما آوردند، آنها را با انجام سریع و کامل کارشان غافلگیر کنید.

4- شانه خالی نکردن از بار مسئولیت
اگر همیشه بهانه بیاورید، ممکن است بگویند فرد غیر قابل اطمینانی هستید که همیشه حالت تدافعی دارد. البته ممکن است شما فرد محکمی باشید، اما اگر بخواهید همیشه خطاها و کوتاهی‌هایتان را با بهانه تراشی بپوشانید، مطمئناً شکست خواهید خورد.
نکته: با واقعیات روبه‌رو شوید و دست از به تعویق انداختن کارها بردارید. اگر نمی‌رسید، از دیگران بخواهید تا به شما برای تکمیل کارها کمک کنند. اگر باز شکست خوردید، عذر خواهی کنید و کارها را بدون بهانه تراشی و شانه خالی کردن از مسئولیت سامان دهید. غرور را کنار بگذارید و از دوستانتان کمک بخواهید تا شما را در این مسیر یاری کنند. تک رو نباشید.

5- اجرای نکردن ایده‌های اشتباه
به سبب پیگیری‌های خلاقانه‌تان، رئیس طراحی یکی از محصولات را به شما واگذار میکند. پس از اتمام کار و فقدان حتی یک مشتری برای آن محصول، وقتی انتظار تشویق و تمجید دارید، رئیس از شما گزارشی برای توجیه این سرمایه گذاری طلب می‌کند.
نکته: اگر ایده‌هایتان ناکارآمد و اشتباه از آب درآمدند، افسرده نشوید. می‌توانید از آن موقعیت به سودتان برای آمادگی برای پروژه‌های بزرگ بعدی استفاده کنید. به جای اینکه نا امید شوید، سعی کنید بفهمید که کجای کارتان اشتباه بوده است و چه قسمت‌هایی احتیاج به تغییر دارند.
شاید بهتر بود قبل از خرج سرمایه روی آن طرح، کمی آن را آزمایش می‌کردید و همه‌ی جوانب را خوب بررسی می‌کردید.
اولین قدم در برخورد با شکست خوردن پروژه، قبول اشتباهتان است. اگر بخواهید به جای خودتان دیگران مقصر کنید، سودی نخواهید برد جر ایجاد استرس و فشار در محل کار و خراب کردن رابطه‌هایتان.
و خاطرتان باشد که ریسک کردن یکی از مهارت‌هایی است که برای رسیدن به موفقیت ضروری است.

موفقیت و شکست

6- بهتر شکست بخورید
چه به خاطر درهم برهم بودن کارهایتان، و چه به خاطر گرفتن تصمیمات عجولانه شکست خورده باشید، باید بدانید که شکست یکی از بهترین ابزارهای آموزنده‌ای است که زندگی در اختیارتان قرار می‌دهد. حتی اگر با سر زمین بخورید، همیشه میتوانید از آن به عنوان درسی آموزنده برای خود استفاده کنید.

7- انجام ندادن کار تکراری
بسیاری از افراد با مشاهده موفقیت در یک کسب وکار، با تصور اینکه اگر آنها هم همان کار را به همان شکل انجام دهند به موفقیت دست خواهند یافت. این یکی از دلایل مهم شکست کاری محسوب می‌شود. همیشه به دنبال ایده‌های نو یا ایده‌های ترکیبی باشید. اصولا 2 درصد ایده‌ها کاملا نو و 98 درصد آنها ترکیبی هستند. ایده‌های ترکیبی ایده‌هایی هستند که بر گرفته از نقاط قوت و ضعف ده‌ها یا صدها ایده موفق و ناموفق دیگر است.

8- به امید، ایمان داشته باشید
تعریف شما از شکست چیست؟ آیا شکست، حاصل یک اشتباه است یا آن را یک تجربه مثبت می دانید که ضامن موفقیت های حرفه ای بعدی شما خواهد بود؟ به یاد داشته باشید که تجربه آموزی یا درس گرفتن از اشتباهات برای پیشرفت فردی و پرورش روحیه امیدواری ضروری است.
اگر چنین دیدی نسبت به شکست داشته باشید موفقیت های بعدی به سراغتان خواهد آمد وگرنه هیچ گاه به آرمان های بزرگ زندگی تان دست نخواهید یافت. برای داشتن چنین دید مثبتی، فهرستی از موفقیت های زندگی تان را بنویسید که در نتیجه شکست یا شکست هایی حاصل شده اند. آیا به خاطر دارید از یک تجربه خاص درس مهمی گرفته باشید؟

9- عصبانی نباشید، چه از دست خودتان و چه از دست دیگران
هنگام ترک یک کارفرما چه داوطلبانه و چه غیرداوطلبانه حسی از عصبانیت را با خود به همراه نبرید. بسیاری از روان شناسان توصیه می کنند افراد نباید اجازه دهند تجربه های اینچنینی (شکست یا تجربه اخراج از کار و …) کل تجربه شغلی را مسموم کند. این گونه تجارب نه پایان، بلکه باید آغاز موفقیت های بعدی تلقی شود.
یک مشاور در این زمینه می گوید: «کل تجربیات شغلی شما ارزش تر از آن است که بتوان آن را با یک شکست یا خاطره بد نادیده گرفت.»
گذشت از حس ناخوشایند عصبانیت و کنار آمدن با آن، خوب و مفید است، چرا که خشم فروخورده باعث بروز استرس ها و مشکلات روانی خاصی می شود که مانع پیشرفت آتی فرد خواهد شد.
در اینجاست که نقش مشاوران و دوستان صمیمی که بتوان با آنها درددل و مشورت کرد پیش از پیش جلوه می کند. این گونه حمایت ها باعث می شود فرد تجربه تلخ شکست را پشت سر بگذارد و به حسی از هدفمندی فردی دست یابد

10 حس هدفمندی
برای برخورداری از حس هدفمندی فردی، گام اول ارزیابی خویشتن است. این که چه خصوصیات و چه توانایی هایی در خود داریم و چه کاری را دوست داریم یا چه کاری را دوست نداریم، باعث می‌شود در حرفه خود هدف خاصی را دنبال کنیم و همین هدفمندی، غلبه بر یاس و مشکلات حرفه ای را آسان‌تر می‌کند. به عنوان مثال، بعضی مشاغل همچون پزشکی، مستلزم سر و کار داشتن با بیماران خاص و امراض مختلفی است که گاه دانش پزشکی پاسخگوی آنها نیست. در چنین مواردی ممکن است پزشک برای درمان بیمار خود به بن بست بخورد، اما قطعا چون به پیشرفت در حرفه خود علاقه‌مند است از شکست خود به عنوان تجربه‌ای برای درمان بیماران بعدی اش استفاده خواهد کرد و دانش خود را بالا می‌برد.

11- غلبه بر حس خجالت و شرمندگی
در بسیاری از موارد، منشأ حل نشدن بسیاری از مشکلات حرفه‌ای، احساسات فردی از جمله ترس یا خجالت از مواجهه با آن مشکل است. این گونه احساسات باعث می‌شوند مشکلات هر روز بزرگ تر جلوه کنند و به مرور زمان، به دغدغه ذهنی تبدیل شوند.
کافی است به اطراف خود نگاه کنید و ببینید چه بسیار پرسش‌ها به خاطر خجالت یا به اصطلاح رودربایستی فرد از مطرح کردن آنها، بی جواب می‌مانند و به مرور زمان کارایی فردی را در محیط کار کاهش می‌دهند؛ به عنوان مثال کسی که در جمعی از همکاران حرفه‌ای، یک دستور ساده کامپیوتری را بلد نباشد به خاطر ترس از مسخره شدن ممکن است هیچ‌گاه برای یاد گرفتن آن زحمتی به خود ندهد. غافل از این که چنین سهل‌انگاری ای ممکن است در جایی به ضرر او تمام شود.
نخستین گام برای غلبه بر حس خجالت در این گونه موارد، پذیرفتن آن است و این که قبول کنیم قادر نیستیم آن کار را انجام دهیم؛ اما با یادگیری می‌توانیم بر این ناتوانی غلبه کنیم. اگر حس خجالت خود را با کسی در میان بگذاریم گامی دیگر برای برخورداری از حمایت دیگران برداشته‌اید.
به یاد داشته باشید همین حس ترس یا خجالت است که ما را به برداشتن گام‌های بزرگ در زندگیمان وادار می‌کند و همچون نیروی محرکی باعث می‌شود شهامت لازم برای غلبه بر دشواری‌ها (چه دشواری‌های فردی و چه دشواری‌های حرفه‌ای) را به دست آوریم.

دخترکی ۵ ساله که مصمم بود دوچرخه‌سواری یاد بگیرد، دائم تلاش می‌کرد تعادل خود را بر روی دوچرخه‌اش حفظ کند، اما هر بار به محض سوار شدن می‌افتاد. او چند بار با دوچرخه‌اش زمین خورد و باز سوار شد و باز هم همین اتفاق افتاد. وقتی پدرش از دیدن این منظره خسته شد به داخل خانه رفت تا خود را با خواندن روزنامه سرگرم کند. دخترک به تمرین ادامه داد. چند ساعت بعد، دخترک با داشتن زخم‌هایی کوچک روی دست و پایش و نیز صورتی کثیف و خاک آلود، پیش پدرش برگشت و به او گفت چطور یاد گرفته است دوچرخه‌سوار شود.

«سوار می‌شوی و می‌افتی، دوباره سوار می‌شوی و می‌افتی. برای بار چندم سوار می‌شوی و می‌افتی و بالاخره سوار می‌شوی و راه می‌افتی و راه می‌افتی و راه می‌افتی…»

کلام آخر: فرهنگ شکست خوردن داشته باشید!

منابع:
vista.ir
aftabir.com

kasbokar.ir

شکست

شکست

شکست شغلی فرصتی برای موفقیت,شکست شغلی فرصتی برای موفقیت,

برگرفته از : شکست شغلی فرصتی برای موفقیت